على محمدى خراسانى

99

شرح منطق مظفر (فارسى)

مجازى . مثلا فعل امر ظهور در وجوب دارد و گاهى مجازا در استحباب و حتى در اباحه به كار مىرود . بنابراين اگر قرينه‌اى بر رجحان عمل بدون وجوبش قائم شد هم صارفه است كه صيغه افعل را از وجوب صرف كرده و هم معيّنه است كه معناى مجازى استحباب را تعيين كرده است . مشترك لفظى هم هميشه قرينه لازم دارد و اگر بدون قرينه بيايد مجمل خواهد بود و قرينه‌اش هم معيّنه است يعنى يكى از معانى حقيقيه را تعيين مىكند ( تفصيل اين بحثها در اصول و معالم بايد دنبال شود ) . دو تنبيه : تنبيه اوّل : چه در باب حدود و تعريفات و چه در باب براهين و استدلالات عقلى بايد از استعمال الفاظ مجازيه و مشتركات لفظيه اجتناب كرد ؛ زيرا غرض از حدود ، شناسايى و آگاهى از ماهيت معرّف است در حالىكه مجاز و مشترك لفظى سبب اجمال و ابهام و احتمالات مىشوند پس به درد تعريف نمىخورد . همچنين غرض از برهان رسيدن به حقّ است در حالىكه مشترك لفظى سبب مغالطه مىشود ، پس از مشترك لفظى در برهان نمىتوانيم بهره‌جويى كنيم مگر اينكه قرينهء مجاز يا مشترك لفظى هم همراهش باشد تا رفع ابهام كند . همچنين در حدود و استدلالات از الفاظ منقول و مرتجل هم نبايد استفاده كرد ، البته تا زمانى كه معناى قديم به كلّى متروك و مهجور نشده است . پس از مهجورا شدن معناى قديم و انحصار لفظ به معناى جديد ، ديگر استعمال بدون قرينه مانعى ندارد چون نقض غرض نمىشود . استفاده از مجازات و كنايات در محاورات عرفيه جالب مىنمايد ، ولى در ارائه مطالب علمى و استدلالى بجا است هميشه از الفاظ درست استفاده كنيم تا به حقيقت برسيم . تنبيه دوّم : همانطور كه وضع دو قسم است ، لفظ منقول هم دو قسم است : 1 . منقول تعيينى 2 . منقول تعيّنى . منقول تعيينى آن است كه ناقل معينى با اختيار و قصد اين لفظ را از معناى قديم به معناى جديد نقل داده باشد مانند بيشتر الفاظ منقوله در علوم و فنون مختلفه كه دانشمند يا صاحب فنّ ويژه‌اى يا مخترع معيّنى اين لفظ را براى معناى جديد قرار داده است . منقول تعيّنى آنست كه ناقل معينى ندارد ، بلكه مردم آن لفظ را در غير معناى حقيقى به كمك قرينه بدون قصد وضع تعيّنى و نقل استعمال كرده‌اند سپس به مرور اين