على محمدى خراسانى
82
شرح منطق مظفر (فارسى)
از آن اطلاعى ندارند ، يا مثلا ميان جمعيت و قومى امرى اصطلاح است كه ديگران از آن اطلاعى ندارند ، يا ميان دانشمندان علمى اصطلاحاتى وجود دارد كه چهبسا ديگران از آن مطلع نيستند ، يا الفاظى كه هر قومى در عالم با آنها مكالمه كرده و مقاصد خويش را به يكديگر مىرسانند تماما دلالتشان بر معانى بتوسط وضع و قرارداد است همچنين خطوط و نقوشى كه بر روى صفحه كاغذ يا ديوار نوشته مىشود و هركدام مفيد معنا و اشاره به مطلبى است . اين امور نيز دلالت وضعيه دارند يا مثلا اشاراتى كه انسان اخرس و گنگ دارد آن نيز وضعى و اعتبارى است يا علائم راهنمايى و رانندگى ، علائم به كار گرفته شده در مخابرات ، رمزهايى كه يك ارتش در ميادين جنگ دارد و توسط بىسيم آن رموز را هر صبح به مخابرات هر گردان اطلاع مىدهد و رموزى كه در علوم گوناگون وجود دارد اعم از علوم عقليه و نقليه في المثل در عرفان با حرف الف اشاره به ذات اقدس الهى مىكنند و با حرف باء به عقل اول و حرف سين براى انسان . خلاصه اينكه عالم واقعيات و جهان اعتباريات پر از رموز و اسرار است كه بايد عاشق شد و به اسرار عالم رسيد و در تمامى اين موارد با علم به ملازمهء قراردادى ، از پس علم به لازم علم به ملزوم پيدا مىشود و هذا معنى الدلالة . اقسام دلالت وضعيه از ميان انواع سهگانهء دلالت ( عقليه ، طبعيه ، وضعيه ) تنها دلالت وضعيه مورد بحث ما در بخش مباحث الفاظ است زيرا مدار افاده و استفاده بودن لفظ بتوسط دلالت آن بر مراد متكلم است و دلالت الفاظ بر معانى نيز ذاتيه و عقليه نيست بلكه وضعيه و اعتباريه و تابع وضع واضع است . « 1 » پس ما با دلالت وضعيه سروكار داريم اگرچه بقول حاجى سبزوارى : و إلّا فالعقلية و الطبعية أتم و أعم و أدوام لا تختلفان باختلاف الأعصار و الأمم و لا تتعلقان بإرادة اللافظ . « 2 » يعنى قطعنظر از حيث مورد بحث كه در الفاظ است ، دلالت عقليه و طبعيه به مراتب كاملتر و قويتر و عمومىتر و دائمىتر است . دليل ادوميت اين است كه با اختلاف
--> ( 1 ) . البته اينجا بحثى است كه وضع چيست ؟ واضع كيست ؟ اقسام وضع كدام است ؟ كه اين مباحث را در مقدمه مباحث اصول فقه شرح كردهام و نيازى به بحث در اينجا نيست . ( 2 ) . منطق منظومه ، ص ، 13 .