على محمدى خراسانى

75

شرح منطق مظفر (فارسى)

حقيقت و مجاز ، استعاره و تشبيه ، مشترك لفظى و معنوى ، منقول و مختص ، متواطى و مشكك نيازمند است . خلاصه ميان لفظ و معنى رابطهء تنگاتنگ و پيوند بسيار بسيار قوى و مستحكمى وجود دارد به‌گونه‌اى كه گويا لفظ همان معنى و معنى همان لفظ و هردو يكى هستند و گويا متكلم مستقيما معانى را به مخاطبين القاء مىكند در حالىكه او الفاظ و كلمات را به زبان آورده و به‌واسطه آنها مقاصد خويش را مىفهماند ، لكن الفاظ قوالب معانى و وسيلهء وصول به معانى و فانى در معانى هستند گويا خود معنا را در ذهن احضار كرده است . هر انسان در مدت عمر خويش در رابطه با امور مختلف و موضوعات متنوعى فكر و انديشه داشته و آنها را در ذهن خود مجسم ساخته ، ولى چون دقت كنيم مىبينيم كه ذات المعانى و حقايق خارجيّه لخت و عريان در ذهن ما حاضر نمىشود بلكه همراه با الفاظ تخيلى و تصورى است كه در ذهنمان هم لفظ حيوان و ناطق را تصور كرده و معرف انسان قرار مىدهيم منتها گاهى اين حقيقت را به زبان آورده و تلفظ هم مىكنيم و گاهى با زبانحال و دل كه از زبان قال قويتر است بيان مىشود . گويا انسان همانگونه كه در مقام مباحثه و بحث آزاد با ديگران از الفاظ استفاده مىكند همچنين به تنهايى هم كه مىانديشد گويا حديث نفس كرده و با نفس خويش مناجات مىكند و راز دل مىگويد و گويى خويشتن خويش را مخاطب قرار داده و از الفاظ خيالى استفاده مىكند و به مقاصد خود مىرسد ، منتها اگر لفظ مادى ظاهرى لسانى ، قالب معنى و مرآت باشد پس لفظ خيالى بطريق اولى مرآت است و در اين رابطه مرحوم خواجهء طوسى مطلبى مؤيد گفتار ما دارد : الانتقال الذهنّيه قد تكون بألفاظ ذهنية و ذلك لرسوخ العلاقة المذكورة ( يعنى پيوند مستحكم لفظ و معنى ) في الأذهان فلهذا السبب ربّما تأدت الأحوال الخاصة بالألفاظ الى توهم أمثالها في المعانى و تغيرها المعانى تغيرها و الاغلاط اللتى تعرض بسبب الألفاظ مثل ما يكون باشتراك الاسم مثلا إنما يسرى الى المعانى لاشتمال الألفاظ الذهنيه أيضا عليها . « 1 » بنابراين اگر يك انسان متفكر در الفاظ ذهنيه دچار خطا و اشتباه شود و به اشتباه

--> ( 1 ) . شرح اشارات ، جلد اوّل ، ص 2 .