على محمدى خراسانى

61

شرح منطق مظفر (فارسى)

و ارضين آگاه شود . و به فرمودهء امير مؤمنان « صلوات اللّه عليه » « 1 » : « كلّ وعاء يضيق بما جعل فيه الّا وعاء العلم فانه يتّسع به » . يعنى هر ظرفى ( ظروف ماديّه ) به‌واسطه مظروفى كه در آن قرار مىدهند مضيق و تنگ مىگردد مگر ظرف دانش ( كه ذهن بشر است ) كه پيوسته با افزايش مظروف يعنى علوم ، وسيع‌تر شده و گنجايش بيشترى پيدا مىكند . البته بستگى به همت و تلاش مردانه و جانانهء مردان علم و قهرمانان اين ميدان دارد كه هرچه بيشتر جديت و سعى كنند معلومات بيشترى را كسب كرده و سرمايه‌دار بزرگ علمى مىشوند و گاه در اوج قلّهء دانشى قرار گرفته و بسان خورشيدى عالمتاب براى راهيان آن علم روشنگرى مىنمايد . نظير تاجر و بازرگانى كه با سرمايه‌اى اندك شروع مىكند ولى بادقت و مهارت كافى در فنون تجارت و عرضهء كالاهاى اساسى و مورد نياز جامعه مىتواند در مدت كوتاهى سود كلانى نصيب خويش كرده و جزء سرمايه‌داران بزرگ جهان شود ( البته برحسب عادت و معمولا چنين است و گرنه عقلى نيست كه تجارت سبب تامهء سرمايه‌دار شدن باشد ) و تازه ميان تاجر علم كه مورد بحث ما و مشبّه است . و ميان تاجر مال كه مشبه‌به است ( از باب تشبيه محسوس به معقول مثل العلم في الصغر كالنقش في الحجر ) فرقها وجود دارد كه مرحوم مظفر به فرق اساسى آن اشاره كرده و مىفرمايد : تاجر و كاسب علم تضمين شده است يعنى اگر از راه صحيح حركت كند يقين بداند كه به مقدار تلاشش به معلومات جديد دست خواهد يافت ولى تاجر مال تضمين ندارد زيرا كه شايد دزدى ، مال او را ببرد شايد حادثهء طبيعى از سيل و طوفان و زلزله ، دارايى او و سپرده‌هاى بانكى او را نابود كند و شايد وضع بازار باعث شود كه از عرضهء كالايى سود فراوان ببرد و شايد هم وضع بازار به نحوى باشد كه تاجر مجبور گردد اجناس و امتعهء خود را به نصف قيمت به فروش رساند و كلّى خسارت ببيند و با تجارت علم قابل قياس نيست . پس در بخش معلومات ضروريه نه تنها نيازى به علم منطق نيست بلكه اين دسته از علوم ، سرمايه بشر در مسير اكتساب مجهولات از معلومات است و اگر كسى فاقد سرمايه باشد نمىتواند تجارت كند و سود ببرد . آرى قواعد منطق براى علوم نظريه‌اى

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، كلمه 205 .