على محمدى خراسانى
48
شرح منطق مظفر (فارسى)
تصوّرات و چه تصديقات . البته توجّه نفس به آنها لازم است و لكن پس از توجّه نفس ، نيازى به عمليّات فكرى و استدلالى و وساطت صغرى و كبرى نيست ؛ بلكه بدون آن هم حاصل مىشود . اين قسم از معلومات ، بهنام معلومات ضروريه و بديهيه ناميده مىشوند ؛ كه دو بخش دارند : 1 . تصورات . 2 . تصديقات . كه مثال آنها گذشت . 2 . پارهاى از امور بدون فكر و نظر نصيب انسان نمىگردد ، بلكه براى نيل به اين معلومات نيازمند يك سلسله معادلات فكريه هستيم ، اگر درصدد تعريف هستيم ابتدا بايد اجناس و فصول يا اعراض خاصّه آن را تحصيل كرده و سپس به ترتيب خاصّى كه از عام به خاص ختم مىشود مجهول را تعريف كنيم و يا اگر مىخواهيم امرى را تصديق كنيم براى اين كار نخست بايد يك سلسله معلومات و مقدمات تصديقيهء معلومه را به دست آوريم و اگر خود آنها نظرى بودند بايد جلوتر اثبات شوند تا به بديهيات ختم شوند و اگر آنها بديهى هستند و نيازى به استدلال ندارند پس از تنبّه به آنها بايد از قواعد منطقى كمك گرفته و با چينش خاصى اين صغرى و كبرى را كنار هم قرار دهيم و شرائط را مراعات كنيم تا به نتيجهء مطلوب رسيده و به يك معلوم تازهاى دست يابيم . اين گونه از علوم را علوم نظرى ، فكرى و اكتسابى گويند كه اين هم دو شعبه دارد : 1 . تصورات نظريه . 2 . تصديقات نظريه . توضيحى دربارهء ضرورى پيشتر آمد كه علم ضرورى آن دانشى است كه نيازمند فكر و انديشه نباشد بلكه خودبخود حاصل مىشود ، و هم گفته شد كه علم ضرورى نيز محتاج توجّه نفس به آن امر بديهى مىباشد ، و بدون توجّه نفس حاصل نگردد و توجّه نفس هم اسباب و عواملى دارد كه در اين قسمت بايد بيان شود . فنقول : گاهى امرى از بديهيات است ولى آدمى نسبت به آن جاهل است ، زيرا بديهى نيز محتاج به توجّه نفس است و توجّه نفس اسبابى دارد كه در مورد اين بديهى ، آن اسباب توجّه نفس مفقود است ، از اينرو انسان بدان عالم نيست ، البته اينگونه نيست كه هر امر ضرورى حتما براى انسان نيز معلوم باشد . و همچنين لازم نيست كه آدمى به همهء بديهيات في الحال آگاهى داشته باشد ، بلكه به پارهاى از بديهيات عالم است ، و از پارهاى بىخبر است . نيز روشن است كه جهل انسان به يك امر بديهى ، لطمهاى به بداهت آن نمىزند ؛ چون بديهى يعنى امرى كه محتاج به فكر و نظر نيست نه