على محمدى خراسانى
18
شرح منطق مظفر (فارسى)
و اندوختههاى پيشين خود استفاده كرده ، و با چينشهاى خاصّى به معلومات تازهترى دست يازيم . شبيه علم جبر و مقابله كه از راههاى مختلف حلّ معادلات رياضى گفتگو مىكند ، و به توسط همين راهها رياضىدان مىتواند مشكلات و مجهولات حساب را حلّ كند . بر همين اساس منطق را خادم العلوم گفتهاند ، يعنى خدمتگزار همهء علوم و دانشهاى اكتسابى و استدلالى ، چون همهء علوم بدان نياز دارند و منطق مقدّمهء همهء آنهاست ( اگرچه بيشتر در فلسفه كاربرد دارد و معروف اين است كه منطق مقدّمه فلسفه است ولى منحصر به فلسفه نيست ، بلكه در همهء علوم كاربرد دارد ) . منطق را ميزان نيز گفتهاند كه مشتق از وزن است و وزن به معناى سنجش و كشيدن است . ميزان اسم آلت و به معناى ابزار كشيدن يا ترازو است و نيز معيار و مقياس گويند كه ، اسم آلت عيار و قياس است و به معناى وزن كردن است . حتّى علم جبر و مقابله هم ( كه منطق را بدان تشبيه كرديم ) از قواعد منطقى مستغنى نيست ، بلكه مسائل و قضاياى جبر نيز بر علم منطق مبتنى است . از اينرو ، جا دارد كه به منطق اهميّت داده و مرتب بر آن مداومت كرده و با آن ممارست داشته باشيم و در حلّ تمرينات آن كوشش نماييم تا نتيجهء مطلوب را به دست آوريم . ج : كلمهء مراعاتها : يعنى علم منطق ، علمى نيست كه به مجرّد دانستن قواعدش و آشنايى با مسائل آن بهطور جبرى و اتوماتيكى ، ذهن انسان از خطاى در انديشه مصون بماند ، و از آفات انديشه رهايى يابد . بلكه در قدم اوّل آشنايى با اين قواعد ، و در قدم دوّم ، با مراعات و به كار بستن آن قواعد با دقت هرچه تمامتر در جاى خود مىتوان نتيجه مطلوب را به دست آورد . چنانچه صرف دانستن قواعد ادبيات عرب موجب نمىشود كه آدمى به صورت جبرى از خطاى در مقال مصون بماند ، بلكه دانستن و به كار بستن آن قواعد ، نقش اساسى را بازى كرده و اين نتيجه را مىدهد . پيش از اين به اين نكته اساسى اشاره شد كه نفس دانستن كافى نيست بلكه عوامل بسيارى ممكن است موجب خطاى فكر شود . د : كلمه : الذهن عن الخطأ في الفكر : در حقيقت اين كلمه ، فصل اخير تعريف منطق است و آن را از ساير علوم آلى ( از قبيل صرف و نحو ) جدا مىكند ، زيرا كه صرف و نحو نيز در « آلة قانونية تعصم مراعاتها » مشتركاند ولى فصل اخير صرف و نحو اين است كه : « اللسان عن الخطأ في المقال » و فصل اخير منطق اين است « الذهن