على محمدى خراسانى

14

شرح منطق مظفر (فارسى)

دلبند پيامبر اكرم ؛ جناب ابراهيم « عليهما السلام » از دنيا رفت ، همان روز كسوف شد . شمارى از عوام مسلمين اين پديده را سند حقّانيّت و اعجاز پيامبر گرفتند . البته پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر حقّ بود و معجزه‌هاى فراوان هم داشت ، ولى راهى را كه آنان اختيار كرده بودند باطل بود ؛ از اين‌رو ، شخص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را ردّ كرده و فرمودند : « اين افكار خرافى براى چيست ؟ ماه و خورشيد در مدار خود حركت مىكنند . طبق قوانين حاكم بر منظومه شمسى گاهى زمين بين ماه و خورشيد حائل مىشود و خسوف پديد مىآيد . » زيرا كرهء ماه از خود نورى ندارد و تاريك است و نورش را از خورشيد مىگيرد و اگر زمين بين خورشيد و ماه فاصله شد اين نور به قسمتى از قمر يا تمام آن نمىرسد و در نتيجه گرفتگى حاصل مىشود . گاهى قمر ميان شمس و ارض فاصله مىشود و كسوف كامل يا ناقص حاصل مىگردد . گاهى سيارهء زهره مثلا حائل مىشود منتها با چشم عادى قابل روئيت نيست و با چشم مسلّح و وسائل مجهّز امروزى از قبيل تلسكوپ مىتوان آن را دريافت و مشاهده كرد . خلاصه اينكه بشر در افكار و انديشه‌هايش ، فراوان دچار خطا و اشتباه مىشود و كافى است كه مرورى بر افكار و انديشه‌هاى علمى دانشمندان در هر فنّى بكنيم كه گاهى در يك مسئله ، در طول تاريخ ، مثلا ده نظريه ابراز شده است . در اينكه امكان صدق همهء آنها وجود ندارد شكّ نيست . چون جمع بين متناقضها است . همين بهترين شاهد بر خطاى در فكر است . در اينجا بشر نيازمند قوانينى مىشود كه افكار و انديشه‌هاى او را بيمه نمايد و از خطا و اشتباه دور كند و روش صحيح انديشه و قانون صحيح فكر كردن را به وى بياموزد و انديشه‌هاى او را منظم ساخته و در مسير صحيح قرارش دهد . آن قانون مورد نياز ، قواعد منطق ارسطويى است كه ابزارى براى صحيح فكر كردن است . البته منطق به انسان فكر و عقل نمىدهد ، زيرا نعمت عقل خدادادى است همان گونه كه علم صرف و نحو به انسان ، اصل نطق و تكلّم را نمىآموزد ، كه آن هم فطرى و طبيعى است . بلكه صرف و نحو ، راه صحيح سخن گفتن را مىآموزد ، و منطق ، شيوهء صحيح فكر كردن را . تا اينجا با فايدهء منطق آشنا شده و جواب اين سئوال را دريافتيم كه ما از منطق چه انتظارى داريم ؟ انتظار ما تصحيح افكار ما است .