على محمدى خراسانى
69
خارج اصول (فارسى)
گشت ، تا آنكه لغات به آخرين مرحلهء ترقّى خود رسيدند . همانطور كه حيوان و گياه از ذرّهء ناچيزى بهوجود آمده و طبق ناموسى نشو و ارتقاء مدارجى را طى كردهاند ، لغات نيز از يك اصل و ريشه سرچشمه مىگيرند و تمام زبانهاى دنيا از يك هسته مركزى اشتقاق مىيابند و اصل تنازع بقا در ميان آنها جارى مىباشد . يعنى ضعيف محكوم به مرگ و قوى جانشينى آن مىگردد و خلاصه چنان كه با چشم مىبينيم ، با گوش مىشنويم و تقريبا احساس مىكنيم ، دگرگونى در عالم زندگى و عالم لغات يكسان است ، و اصل انتخاب طبيعى و بقاى اصلح در مورد آنها سارى و نافذ است . . . « 1 » فرمايشات شهيد صدر در بحوث : « 2 » جناب ايشان با اينكه طرفدار بشرى بودن وضع هستند ، معذلك چهار اشكال به اين نظريّه دارند و در واقع چهار پرسش از طرفداران اين رأى دارند و به تعبير خودشان اين چهار امر باعث مىشود كه ما اين نظريّه را بعيد و دور از حقيقت بدانيم و آنها عبارتند از : 1 - اگر الهام الهى نبود و ذات حق در مسألهء وضع الفاظ براى معانى دخالت نداشت چگونه بشر نخستين كه اهل سخن و گفتار نبود ناگهان متوجه شد كه چنين امكاناتى در اختيار او است و مىتواند از الفاظ و گفتار استفاده كند و آنها را در برابر معانى قرار دهد ؟ چه عاملى انسان را به اين امكان متنبّه ساخت ؟ لابدّ با الهام و عنايت خداوند بوده كه به قلب بشر اين امر را القاء نموده و گرنه چگونه ممكن است انسان اوليّه خود به اين مطلب پىبرده باشد ؟ ! 2 - در باب حقيقت وضع آرائى بسيار دقيق مطرح شد ( از قبيل : ايجاد ملازمهء
--> ( 1 ) . فرهنگ نوين عربى - فارسى ، مقدّمهء كتاب ص 2 - 4 . ( 2 ) . بحوث فى علم الاصول ص 85 - 86 .