على محمدى خراسانى

65

خارج اصول (فارسى)

خواهند گفت . « 1 » 2 - در كلام امام راحل مقايسهء جالبى صورت گرفته و آن اينكه : انسانها در آغاز حيات و زندگى خود بر روى كرهء زمين باديه‌نشين بودند و از حيث حيات و معيشت و روابط اجتماعى در غايت بساطت و ساده‌گى بودند و نياز آنها به ابراز مقاصد هم خيلى محدود بود و لذا هم‌اكنون هم اگر انسانهاى باديه‌نشين را با ساكنان قريه‌ها و مجتمع‌هاى كوچك مقايسه كنى خواهى ديد كه آگاهى باديه‌نشينان به لغات و واژه‌ها كمتر از اهل قريه است ، و اهل قريه‌ها كمتر از شهرنشينان و ساكنان بلاد صغيره كمتر از بلاد كبيره و . . . . « 2 » 3 - اگر انسان بزرگ‌سال و قادر به تكلّم را فرض كنيم كه در منزل يا محل كار يا مزرعه و غيره تنها باشد چه بسا ساعتها و روزها بگذرد و او حتى كلمه‌اى بر زبان نياورد چون ضرورتى احساس نمىكند و نيازى نيست و كسى نيست تا مقاصد خويش را به او بفهماند ولى همين‌كه مصاحبى يافت زبان باز مىكند و شروع به سخن مىكند و صدها و هزاران كلمه از او صادر مىشود و هرچه مصاحب‌ها بيشتر باشند سخن بيشتر و متنوع‌تر خواهد بود و بشر نخستين شبيه انسان تنها و بلكه واقعا تنها بود و نياز وادارش كرد تا از منبع جوشان و بىپايان كلام و سخن مدد بگيرد . ( اين تشبيه از نويسنده است ) . عقيدهء مؤلّف : به نظر ما نيز همين رأى چهارم صحيح است ، و آن را به اين‌گونه تقرير مىكنيم : نخست اعلام شخصيّه و اسماء اشخاص را جدا مىكنيم زيرا نسبت به اينها كاملا هويدا است كه وضع بشرى است و واضع خود پدرها و مادرها هستند كه براى فرزندانشان نامى وضع مىكنند و كسى به مخيلّه‌اش خطور نكرده كه در اين رابطه از عالم بالا به او وحى يا الهام شده باشد يا فرشتهء وحى بر او نازل شده باشد

--> ( 1 ) . محاضرات ج 1 ، ص 37 - 38 . ( 2 ) . جواهر الاصول ، ج 1 ، ص 78 - 79 .