على محمدى خراسانى

59

خارج اصول (فارسى)

نيز از پس جملهء موردنظر ، مسأله اختلاف رنگها را از آيات الهى دانسته كه آن نيز فعل خدا است و به وحدت سياق مسأله اختلاف زبانها نيز مربوط به خدا و فعل او است و او است كه براى هرگروهى لغت و زبانى را تأسيس نموده و كلماتى را قرار داده تا با آنها سخن بگويند و مقاصد خويش را بفهمانند . نقد اين دليل : مسأله آيت خداوند بودن زبانهاى گوناگون مسلم است ولى دليل آن نيست كه واضع خداوند است بلكه با احتمال ديگر هم مىسازد كه واضع بشر باشد و فاعل قريب و مباشرى خود انسانها باشند منتها بشر هرهنرنمايى و قدرت نمايى كه مىكند از آيات الهى است كه چنين استعدادها و توانائىها را در او ايجاد فرموده است و آن تبارك اللّه كه خداوند تنها در قرآن يك بار و يك جا در خلق موجودات بر خود فرموده در مورد خلقت انسان است كه : ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ . « 1 » آرى ، اگر ما به قول معتزله موجوداتى مستقل بوديم و همه‌چيز به اراده و خواست خود ما بود با آيت بودن نمىساخت ولى على التحقيق ما استقلالى نداريم و ربط محض هستيم و حاجت و فقر در سرنوشت و ذات ما نهفته است و از نحوهء هستى ما انتزاع مىشود پس هرهنرى از ما سرزند از آيات الهى است . و از آيهء كريمه اين استفاده نمىشود كه لزوما واضع خداوند باشد « و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال . » دلايل ديگر : غير از شش دليل مذكور ، چهار دليل ديگر نيز در كلمات صاحب مفاتيح الاصول « 2 » نقل شده كه خود ايشان هم قبول ندارند و چون اهميّتى ندارد ما از نقل آنها صرف‌نظر مىكنيم . در نتيجه نظريّهء دوّم نيز مردود است . در پايان دو نكته را بيان مىكنيم :

--> ( 1 ) - سورهء مؤمنون ، آيه 14 . ( 2 ) - مفاتيح الاصول ، ص 4 .