على محمدى خراسانى

23

خارج اصول (فارسى)

2 - نظريّه اتّحاد و اين‌همانى : تعريف دوم : اين تعريف از مرحوم بجنوردى صاحب كتاب منتهى الاصول است كه مىفرمايد : الوضع عبارة عن الهوهويّة و الاتّحاد بين اللفظ و المعنى « 1 » وضع عبارتست از ايجاد اتّحاد و اين‌همانى ميان لفظ و معنى ، و در توضيح آن فرموده : هو هويّت و اين‌همانى دوگونه است : 1 - اتّحاد حقيقى و خارجى و تكوينى كه دو چيز در وجود خارجى با هم متحدّند و به يك وجود موجودند مثل اتّحاد جوهر با اعراض خود يا موصوف با وصف خويش كه در خارج يكى هستند يعنى همان زيد است كه قائم است همان شخص است كه عالم است و در قضاياى خارجيّه و حقيقيّه كه مطابق خارجى و ما بازاء خارجى دارند مطلب از اين قرار است . 2 - اتّحاد جعلى و اعتبارى كه دو چيز واقعا با يكديگر متّحد نيستند و به دو وجود موجودند و از دو مقولهء جدا هستند ولى شارع مقدس يا عرف و عقلاء يا واضع معيّن ميان آن دو اعتبار اتّحاد مىكند و گويا متّحد و يكى هستند . و براى تقريب به ذهن مثالهاى متعدّدى از عرف و شرع و اصطلاح دانشمندان ذكر مىشود : مثلا شارع فرموده : « الطواف بالبيت صلوة » يعنى طواف خانهء خدا نماز است در حالى كه واقعا طواف حركت خاصّى است و نماز اعمال و افعال و اقوال و اذكار و هيئات خاصّى است و از دو مقوله‌اند ولى شارع مقدس ميان آن دو ايجاد وحدت كرده و فرموده : طواف همان نماز است و غرض از اين تنزيل و اعتبار آن است كه احكام نماز را براى طواف نيز ثابت نمايد . يا مثلا شارع فرموده : « الفقّاع خمر استصغره النّاس » آب‌جو همان خمر است ولى اهل سنّت آن را كوچك شمرده و برايش اهميّتى قائل نشده‌اند . خوب واقعا كه آب

--> ( 1 ) - منتهى الاصول ، ج 1 ، ص 15 .