على محمدى خراسانى
13
خارج اصول (فارسى)
چه يك امر عرضى و اتّفاقى و خارج از ذات باشد فى المثل به لحاظ سهولت اداء يا حسن تركيب فلان لفظ ، از آن استفاده مىكند يا به خاطر اينكه اين لفظ زودتر از ساير الفاظ به ذهنش خطور كرد و همان را اختيار كرد ، يا در مقام نامگذارى فرزندش به قرآن تفأل زد و نامى را برگزيد ، يا با ديوان حافظ تفأل زد و نام مؤسّسه يا اثرى را برگزيد يا به لحاظ اينكه فلان نام ، نام پدر يا مادر و يا اجداد او است و مىخواهد اين نامها را زندهياد نگهدارد و لذا بر روى فرزندانش مىنهد و دهها و صدها عامل اتّفاقى و خارج از ذات معنى ممكن است مرجّح باشد يا مثلا به خاطر تقليد از ديگران نامى را اختيار مىكند يا به خاطر خودباختگى در برابر خارجيها نام آنها را روى فرزندان خود مىگذارد يا به خاطر حس ناسيوناليستى نام زرتشتيان را بر روى فرزندانش مىگذارد و . . . بنابراين شخص عاقل بىجهت نامى را اختيار نمىكند ، حتما مزيّتى و رجحانى در آن مىبيند ولى هزار و يك مرجّح براى وضع مىتوان تراشيد . بنابراين اگر كسى ادّعا كند كه دلالت الفاظ بر معانى وضعى است و واضعى اين الفاظ را براى معانىاى قرار داده شما نمىتوانيد در برابر او ادّعا كنيد كه اين ترجيح بلا مرجح است . نتيجه : طرفداران طبيعى و ذاتى بودن دلالت لفظ بر معنى و ارتباط ميان لفظ و معنى هيچ دليل قابلقبولى ارائه نكردهاند و بلكه به زودى در نظريّه سوّم به دلائل گوناگون ، اين نظريّه ابطال خواهد شد . 2 - مرحوم محّقق نائينى طرفدار نظريّه متوسّط و بينابين است و مىگويد : دلالت الفاظ بر معانى و رابطه ميان آنها نه يك رابطه صددرصد ذاتى و طبيعى است كه نيازى به وساطت وضع و قرارداد نداشته باشد و از قبيل دود و آتش ، خورشيد و روشنائى و . . . باشد و نه صددرصد وضعى و جعلى و اعتبارى است كه بدون جهت و بدون رعايت مناسبت ميان لفظ و معنى ، هرلفظى را براى هرمعنايى قرار دهند بلكه با رعايت مناسبت اين وضع صورت مىگيرد ( مثلا واضع مىبيند كه با معناى