على محمدى خراسانى
73
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
دو شاهد براى سخن شيخ : شيخ اعظم كه از اخبار من بلغ ، احتياط را بدست آورده است دو شاهد مىآورد « 1 » امّا مرحوم آخوند آنها را ردّ مىكند : شاهد اوّل : روايات عمل را بر بلوغ مترتّب كرده و فرمودهاند « بلغه و . . . فعمله » كه با فاء تفريع آمده است و ظاهرش اين است كه بلوغ ثواب ، داعى بر عمل است ، يعنى چون شنيد و راه افتاد و انجام داد ، ظاهرش همين انجام به انگيزهء رسيدن به آن ثواب و از باب احتياط است ، نه بهعنوان خود عمل . جواب : مرحوم آخوند اصل تفريع عمل بر بلوغ را قبول دارد ولى مىفرمايد : اين مطلب موجب نمىشود كه ثواب ، فقط بر انجام عمل به عنوان احتياط مترتب باشد ، بلكه به عنوان نفسى هم مترتب مىشود ؛ زيرا اگرچه بلوغ ثواب ، داعى و محركّ است ، امّا داعى بودن باعث نمىشود كه عمل ، معنون به عنوان احتياط شود و از اين باب مطلوب باشد ، بلكه به عنوان خودش مستحب است . « 2 » شاهد دوم : درست است كه روايت صحيحهء هشام مطلق بود ؛ ولى بعضى از روايات باب ، مقيّد است و فرموده است « فعمله طلباً لقول النبيّ صلى الله عليه و آله و سلم » يا « إلتماس ذلك الثواب » و . . . كه با احتياط هماهنگ و سازگار است و با اين مقيّدات ، آن مطلق را قيد مىزنيم و مىگوييم منظور صحيحه نيز همين اتيان عمل به عنوان احتياط است . جواب : همهجا كه مطلق ، حمل بر مقيّد نمىشود . اگر مطلق و مقيّد متنافيان باشند « 3 » جاى حمل و تقييد است ؛ ولى اگر متنافيان نباشند « 4 » جاى حمل نيست و به هر دو عمل مىشود ، كه مانحنفيه از اين قبيل است . صحيحه مطلق است و مىگويد انجام آن عمل به هر عنوان كه باشد ثواب دارد و ساير روايات مقيّد هستند و مىگويند انجام عمل به عنوان احتياط ثواب دارد و ميان آن دو منافاتى نيست . پس ما صحيحه را مىگيريم و حكم به استحباب نفسى آن عمل مىكنيم . قوله : بل لواتى به كذلك . . . : تا به حال نظر اين بود كه لازم نيست عملى را كه به خبر ضعيف وارد شده است ، مكلّف حتماً به نيّت احتياط و انقياد و به عنوان التماس ثواب و طلب قول نبى صلى الله عليه و آله و سلم انجام دهد تا مستوجب مثوبت باشد ، بلكه به نفس عمل هم ثواب مىدهند و به اين نيّت هم اگر انجام داد ، ثواب دارد ؛ ولى در اين عبارت قدمى فراتر مىگذارد و مىفرمايد حتّى اگر آن عمل - مثلًا زيارت ، نماز ، روزه و . . . - را به قصد احتياط و انقياد و به اين عنوان هم بياورد باز هم ثواب بر نفس عمل است ، نه بر عمل بهعنوان احتياط و انقياد . زيرا صحيحهء هشام اطلاق داشت و مىفرمود : « مَن بلغه . . .
--> ( 1 ) . فرائدالاصول ، ص 230 . ( 2 ) . شايد به اين دليل كه حيثيّت بلوغ ثواب ، حيث تقييدى نيست كه بلوغ ، موضوعيّت داشته باشد تا ظهور در انجام عمل به قصد رسيدن به ثواب محتمل داشته باشد ، بلكه حيث تعليلى است ، يعنى بلوغ ثواب علّت شد براى اينكه مكلّف ، نماز يا زيارت را بهعنوان خودش و به قصد امر خودش بجا آورد ، نه بهعنوان احتياط . ( 3 ) . مثل اعتق رقبةً با اعتق رقبةً مؤمنةً . ( 4 ) . مثل مَنَ أعتق رقبةً فله كذا ، با مَن أعتق رقبةً مؤمنةً فله كذا .