على محمدى خراسانى
66
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
امتثال آن است و ما از راه ترتّب ثواب كه مسلّم شد ، وجود امر فعلى را كشف مىكنيم « 1 » و عمل را به قصد آن امر واقعى بجا مىآوريم . در نتيجه قصد امتثال امر و قصد قربت آمد و عبادت درست شد و احتياط در عبادت هم ميسّر شد . پس وجهى براى اشكال عدم امكان احتياط در عبادات نيست . جواب : مرحوم آخوند در جواب از طريق دوم مىفرمايد اين طريق نيز مثل طريق اوّل بدون فايده است ؛ زيرا مستلزم دور است ، يعنى ثواب بر احتياط مترتب است و بهدنبال آن امرى هم اگر استكشاف شود ، بر احتياط خواهد بود . در حقيقت « الإحتياط مأمورٌ به » و موضوع امر و معروض آن ، عنوان احتياط است و بايد پيش از امر ، اين عنوان درست شود تا امر كه حكم و عارض و محمول است بار شود . پس امر وابسته به احتياط است . از طرفى شما مىخواهيد با استكشاف امر ، احتياط درست كنيد و بگوييد ترتّب ثواب كاشف از امر است و وقتى امر درست شد ، قصد امتثال امر مىآيد و وقتى قصد امتثال آمد ، عبادت تحقّق مىيابد آنگاه احتياط در عبادت هم ميسّر مىشود . پس احتياط هم وابسته به امر است و اين دور است . . تسا نيا ميهدىم قوف قيرط ود زا هك ىرگيد خساپ : رگيد باوج : طايتحلاا نسح نا عم اذه : هلوق ىولوم ىعرش رما و بابحتسا ، ىلقع هءمزلام و ىلقع نسح هار زا هك ميرادن لوبق لًاصا لّوا قيرط رد هك « 2 » . دوش فاشكتسا . و در طريق دوم قبول نداريم كه از راه ترتّب ثواب به امر مولوى شرعى دست يابيم . « 3 » توضيح : حُسن و رحجان يا ترتّب ثواب ، براى عنوان احتياط است و طبعاً امر مستكشف از اين دو طريق هم امر به احتياط خواهد بود و امر به احتياط امر به اطاعت مولاست ؛ زيرا اطاعت گاهى حقيقى است - مثل اطاعت امر واقعى كه معلوم و محرز است - و گاهى حكمى يا انقياد است ( اطاعت امر محتمل ) . هركدام كه باشد ، امر به اطاعت ، امر ارشادى است نه مولوى ؛ زيرا در مورد حكم عقل وارد شده است ، و ميدان اطاعت و انقياد ، ميدان حكم عقل است و عقل مستقل است به لزوم اطاعت مولى و انقياد يا حُسن آن در برابر مولى . هر امرى هم كه در چنين موردى باشد ارشادى است ، نه مولوى . پس امر مستكشف - مثل اوامر احتياط كه قبلًا در دليل اخبارىها گذشت - ارشادى است ، نه مولوى . ديگر اينكه امر ارشادى ، عبادت درست كن نيست و قصد امتثال ندارد و مقرّب نيست ، بلكه امر توصّلى است و هدف از آن ، احراز واقع است و لا غير ، و در خود آن مصلحت يا مفسدهاى نيست ، بلكه امر مولوى و شرعى اين ، لوازم و آثار را دارد . شما بهدنبال امر شرعى بوديد تا عباديت و
--> ( 1 ) . طريق انّى يا از معلول به علّت رسيدن . ( 2 ) . به كشف لمّى ، يعنى از علّت به معلول رسيدن است . و حُسن يا رجحان ، ملاك امر و علّت آن است و از آن مىخواستيد به امر برسيد . ( 3 ) . به كشف انّى ، يعنى از معلول به علّت رسيدن كه ترتّب ثواب معلول امر است .