على محمدى خراسانى

72

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

ديگرى را بجاى آن انجام دهيم . مثل نماز در حمام كه مكروه است و خطاب « لا تُصَلِّ فى الحمام » دارد ، ولى به جاى آن مىتوان نماز صبح را در منزل يا مسجد يا مكان شريف ديگر انجام داد . 3 . عباداتى كه در ظاهر خطاب ، نهى به عنوان عبادى بار شده ، ولى در واقع به عنوان ديگرى بار شده است كه يا با عنوان عبادى مجامع هستند ، يعنى اتّحاد وجودى دارند و در خارج به يك وجود موجودند ، يا اين‌كه تلازم وجودى دارند ، يعنى دو چيز هستند كه در خارج متلازمين مىباشند و يكى مستلزم ديگرى است . مثلًا نماز در مواضع تهمت كراهت دارد و خطاب به عنوان « لا تُصَلِّ فى موضع التهمة » است ؛ ولى در حقيقت نماز در مواضع تهمت نيست كه كراهت دارد ، بلكه اصلِ بودن در چنان مكانى مكروه است . حال اگر نماز عبادت باشد از « مجموعهء اقوال و افعال و هيئات و اكوان » ، يعنى بودن‌ها هم جزء نماز باشد ، در اينجا با عنوان « كَوْن » اتّحاد وجودى دارند . ولى اگر نماز ، همان اقوال و افعال و هيئات باشد و بودنها جزء نماز نباشد ، بلكه لازم لا ينفك آن باشد « 1 » در اين صورت ميان عنوان عبادى با عنوان متعلّق نهى ملازمه است ، نه اتّحاد وجودى . حكم قسم اول : آخوند پس از اين‌كه عبادات مكروهه را به سه دسته تقسيم كرد ، به تفصيل ، حكم هر قسمى را بيان مىكند . قسم اول : عباداتى كه نهى كراهتى به آنها بار شده و بدل هم ندارند ، مثل روزهء روز عاشوراء و روز عرفه . در آغاز دو نكته را مسلم مىگيريم : 1 . آيا روزهء روز عاشوراء ، نافلهء مبتدئه و . . . شرعاً صحيح است يا باطل ؟ اجماع قائم بر اين است كه نماز و روزهء مذكور صحيح است . خود اين اجماع دليل بر تنزيهى و كراهتى بودن نهى است ، و گرنه اگر نهى تحريمى بود ، در عبادات دال بر فساد بود و وجهى پبراى صحّت نداشت . 2 . با اين‌كه اين روزه و نماز صحيح است ، معذلك ترك آن از فعل‌اش راجح است . به‌دليل اين‌كه ما وقتى به تاريخ زندگانى ائمه عليهم السلام مراجعه مىكنيم ، مىبينيم آنها مداومت بر ترك روزهء روز عاشورا داشتند و در تاريخ هيچ را امامى سراغ نداريم كه در روز عاشوراء روزه گرفته باشد . اگر مكروه نبود و مباح يا مندوب بود ، ائمه عليهم السلام هميشه آن را ترك نمىكردند . حلّ محذور اجتماع دو حكم متضاد : با حفظ اين دو نكته مرحوم آخوند در اين بخش ، به محذور اجتماع دو حكم متضاد در شىء واحد به‌عنوان واحد ، سه نوع جواب داده و از سه راه آن محذور را - كه قبلًا فرمودند : لابّد من التفصّى - حل مىكند : راه اول : « 2 » در اين‌گونه موارد همان‌طور كه فعل روزه معنون به عنوان حَسَن و مصلحت‌دار و مطلوبى است ( عنوان عبادت ، صلوة ، صوم ) و عنوان محبوبى بر آن منطبق است و روزه گرفتن در روز

--> ( 1 ) . از باب اين‌كه جسم بدون اين اكوان و خالى از آنها نيست . ( 2 ) . إمّا لأجل انطباق . . . .