على محمدى خراسانى

89

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

مىخواهيد از راه همين علامت و نشانه معناى حقيقى را باز شناسيد و بدان آگاه شويد و علم به وضع پيدا بكنيد ، پس علم به وضع هم وابسته به تبادر است ، و اين دور است ، يعنى توقف دو شىء بر يكديگر . و دور هم محال و باطل است ، و مستلزم المحال محال . پس تبادر هم باطل است . جواب : مرحوم آخوند به اشكال مذكور دو جواب مىدهد : جواب اول مخصوص عالم به وضع است : مقدمه : اصطلاح علم اجمالى و علم تفصيلى در منطق و فلسفه و اصول و فقه ، معانىِ مختلفى دارد : در منطق در جواب از اشكال دور كه بر شكل اول منطق وارد شده ، سخن از علم اجمالى و تفصيلى است . در فلسفه در باب علم خداوند ، سخن از علم اجمالى در عين كشف تفصيلى است . و در علم اصول فقه ، سخن از علم اجمالى و علم تفصيلى در مبحث اصالة الاحتياط و الاشتغال و مباحث قطع است . معنايى كه فعلًا مد نظر ما مىباشد همين معناى اخير ( علم اجمالىِ ارتكازى يا علم بسيط آن ) است ، كه معنا در ذهن مرتكز و ريشه‌دار هست ، ولى انسان التفات و توجه به آن ندارد . يعنى علم به علم ندارد . علم تفصيلى يا علم مركّب يعنى علم به علم داشتن يعنى التفات و توجه تفصيلى و بالفعل به معنايى پيدا كردن . براى مثال ، معناى كلمهء آب در ذهن شما وجود دارد ، ولى فعلًا مشغول عبادت يا تجارت يا تحصيل علم يا استراحت و . . . هستيد و توجه به آن نداريد ، امابه مجرد اين‌كه از زبان كسى اين كلمه را شنيديد ، ذهن شما به آن مايع خارجى منتقل مىشود و آن معنا مفصلًا براى شما معلوم مىگردد و علم اجمالى ارتكازى شما به يك علم تفصيلى بدل مىگردد . با توجه به اين مقدمه مىگوييم : جواب اشكال دور نسبت به عالم به وضع دو بيان دارد : 1 . بيان اجمالى : « الموقوف عليه غير الموقوف عليه » يعنى آن علم به وضعى كه موقوف بر تبادر است ، غير از آن علم به وضعى است كه تبادر بر آن موقوف است . 2 . بيان تفصيلى : آن علم به وضعى كه بر تبادر متوقف است ، علم تفصيلى و توجه تفصيلى به وضع است كه به مجرد شنيدن لفظ و تبادر معنا در ذهن ، بلافاصله اين التفات حاصل مىشود ، ولى آن علم به وضعى كه تبادر بر او متوقف است ، علم اجمالى ارتكازى به وضع است كه از سابق در ذهن شنونده بود . پس دورى پيش نمىآيد و دو چيز بر يكديگر وابسته نمىشوند ، بلكه چهار امر در طول هم وجود دارد : علم تفصيلى . . . . . . . . . .