على محمدى خراسانى

82

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

سر زبان ادا كند ، ولى شنونده خيال مىكند كه وى قصد معنا دارد ولذا حكم و تصديق مىكند كه مراد فلانى فلان امر است . اينجا هم دلالت تصديقى هست ولى اراده نيست . نتيجه : ما قبول نداريم كه دلالت ، تابع اراده باشد . قلت : ما نيز قبول داريم كه در موارد مذكور و مواد نقض واقعاً اراده وقصدى نيست ؛ امّا سخن ما اين است كه در اين موارد اصلًا دلالت و كشفى هم نيست - چون به بيراهه رفته‌ايم و خطا پيش آمده است ، و ظاهر با باطن هماهنگ نيست - بلكه نوعى ضلالت و گمراهى و نوعى جهالت و بىخبرى است كه شخص جاهل آن را دلالت مىپندارد . يعنى در واقع شنونده در موارد مذكور ، خيال مىكند كه دلالتى هست ، در حالى كه واقعاً دلالت نيست . كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماءً ؛ « 1 » و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعاً . « 2 » پس قانون « الدلالة التصديقية تابعة للارادة » نقض و اشكالى پيدا نكرد . در پايان ، مرحوم آخوند به جان خويش قسم خورده و مىفرمايد : به جان خودم قسم اين مطلب واضح و روشنى است كه مراد محقق طوسى و ابن سينا دلالت تصديقيه است . و در شگفتم كه چگونه صاحب فصول با آن همه فضل و كمال چنين اظهارى كرده است .

--> ( 1 ) . سورهء نور ، آيهء 39 . ( 2 ) . سورهء كهف ، آيهء 104 .