على محمدى خراسانى

6

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

1 . علوم عربيت يا ادبيات عرب وجه نياز اجتهاد به اين علوم آن است كه منابع اصلى فقه ، كلام خداوند در قرآن مجيد و سخنان معصومين در سنّت است و بديهى است كه اين دو منبع و به پيروى از آن‌ها كتب فقهى استدلالى در طول تاريخ فقاهت ، به لسانِ عربىِ مبين صادر و نوشته شده است و فهم كلمات عربى و استنباط احكام از اين منابع و برداشت صحيح از اين متون ، بدون آگاهى كافى از ادبيات عرب - كه به‌عنوان دستور زبان عربى محسوب مىشوند - امكان ندارد . البته شناخت اين علوم در حدّى كه آراء معتبر و مشهور را بداند و با مراجعه به كتب مربوطه از نظرات مشهور آگاه شود كفايت مىكند و آگاهى تخصصى و اجتهادى ضرورت ندارد تا بر هر فقيهى لازم باشد كه اديب ماهرى هم باشد اگرچه تخصص در علوم عربيّت شرط كمال اجتهاد است ولى شرط صحت نيست . الف : علم لغت : اين علم متكفل بيان موارد استعمال مفردات و مواد كلمات عربى است و كتب ارزشمند لغت نظير : « المصباح‌المنير » ، « القاموس‌المحيط » ، « اقرب‌الموارد » ، « مجمع‌البحرين » ، « لسان‌العرب » ، « نهايهء ابن‌اثير » ، « المنجد » و . . . عهده‌دار بيان معانى كلمات است . فقيه در مقام استنباط احكام از قرآن كريم و روايات اهل‌بيت عصمت و طهارت عليهم السلام قدم به قدم نياز دارد كه معناى موضوعات و متعلّقات احكام را بداند و سيرهء مستمرهء فقيهان بزرگ در طول تاريخ گواه اين مدعا است و بر اهل تحقيق پوشيده نيست كه كتب استدلالى فقهى ، مالامال از رجوع به كتب لغت و اهل زبان عربى است و از واضح‌ترين موضوعات - مثل آب ، خاك ، زمين ، بيع ، اجاره ، نكاح و . . . - گرفته تا پيچيده‌ترين موضوعات - از قبيل وطن ، معدن ، گنج ، غناء - كه در مورد اخير متجاوز از بيست تعريف « 1 » ارائه شده كه نوعاً برگرفته از كلمات اهل لغت است . البته راجع به كميّت و كيفيّت مسأله و اصل اعتبار گفتار علماى اهل لغت و مقدار حجيّت آن ، در علم ارزشمند اصول فقه در باب امارات ظنيه به تفصيل بحث گرديده است و در اين رابطه مبانىِ متفاوتى وجود دارد كه فعلًا مورد نظر ما نيست . ولى اصل ضرورت رجوع به كتب لغت و كلام عالمان اين علم ، بر كسى پوشيده نيست و هيچ متفقهى خود را از علم لغت عرب مستغنى نمىداند تا چه رسد به فقيه واقعى . ب : دانش صرف و تصريف يا علم صيغه‌سازى و ريشه‌يابى : علم صرف عبارت است از علم تبديل يك ماده به‌صورت‌ها و اشكال گوناگون به‌منظور تفهيم معنى مورد نظر در حالات و زمان‌هاى گوناگون ، مثلًا اگر مادهء ضاد و راء و باء به هيئت مصدر باشد معنايى دارد ، و اگر به هيئت اسم مصدر باشد معناى ديگر دارد ، و به هيئت اسم فاعل ، اسم مفعول ، صيغهء مبالغه ، صفت مشبهه ، اسم زمان ، اسم مكان ، اسم آلت و . . . هركدام معناى خاص خود را دارند ، به هيئت فعل ماضى ، مضارع ، فعل امر

--> ( 1 ) . المكاسب المحرّمة للامام الخمينى رحمه الله ، ج 1 ، ص 299 .