على محمدى خراسانى

65

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

الرابع : [ إطلاق اللفظ و إرادة نوعه أو صنفه أو مثله أو شخصه ] لا شبهة فى صحة إطلاق اللفظ و إرادة نوعه به كما إذا قيل ضرب مثلا فعل ماض أو صنفه كما إذا قيل زيد فى ضرب زيد فاعل إذا لم يقصد به شخص القول أو مثله كضرب فى المثال فيما إذا قصد . و قد أشرنا إلى أن صحة الإطلاق كذلك و حسنه إنما كان بالطبع لا بالوضع و إلا كانت المهملات موضوعة لذلك لصحة الإطلاق كذلك فيها و الالتزام بوضعها كذلك كما ترى . امر چهارم : اطلاق لفظ بر لفظ امر چهارم در مقدمهء كتاب ، دربارهء اين است كه : گاهى لفظى اطلاق مىشود ، و از آن لفظى اراده مىشود ؛ « 1 » در اين اطلاق اصولًا كارى به معنا نداريم ، و تمام نظر به خود لفظ است - نظير كليهء بحث‌هاى زبان‌شناسى ، دستور زبان و قواعد و ادبيات عرب كه در پى اصلاح و ترميم ساختار لفظ هستند ، و با معنا سر و كار ندارند . اطلاق لفظ بر لفظ به چهار نحو متصور است : 1 . گاهى لفظى را اطلاق كرده و از آن ، نوع و كلّى آن لفظ را اراده مىكنيم . دو مثال : الف ) وقتى شما مىگوييد : زيدْ لفظ است ، منظورتان شخص همين لفظ زيد نيست كه از زبانتان صادر شد ؛ بلكه منظورتان نوع لفظ زيد است ؛ يعنى هر زيدى ، از هر گوينده‌اى ، در هر زمان و مكانى ، و به هر مناسبتى و در هر كجاى كلام ( اول ، وسط ، آخر ؛ در جملهء فعليه ، اسميه و . . . ) كه صادر شود - همگى - لفظ هستند . ويژگى اين مثال آن است كه : حتى خود اين لفظ زيد را هم كه شما گفتيد شامل است . ب ) شخصى مىگويد : ضرب فعل ماضى است . منظور گوينده ، همين « ضَرَب‌اى نيست كه بر زبان راند ؛ چون شخصِ اين « ضَرَب » اساساً فعل ماضى نيست ، بلكه معناى اسمى دارد و مبتداست ، و اسمى است كه عنوانِ مُشير به افراد واقع شده است . منظور از اين ضَرَب ، نوع ضَرَب‌هاست ؛ يعنى هر ضرَب‌اى كه از هر متكلمى ، در هر زمان و مكانى ، و به هر مناسبتى كه صادر شود ، و در هر كجاى كلام كه باشد - همگى - فعل هستند . ويژگى اين مثال هم روشن شد ، كه خود را شامل نيست . رمز دو مثال آوردن و تفاوت آن دو نيز واضح است . 2 . گاهى لفظى را اطلاق كرده و از آن ، صنفِ همان لفظ را اراده مىكنيم . « 2 » دو مثال :

--> ( 1 ) . گاهى لفظى اطلاق مىشود و از آن معنايى اراده مىشود ، كه به آن استعمال گفته مىشود . دربارهء استعمال ، در امر ثالث بحث‌شد . اكنون در امر رابع ، اطلاق لفظ و ارادهء لفظ ، مورد بحث قرار مىگيرد . ( 2 ) . در اينجا تفاوتِ ميان صنف و نوع بايد در نظر گرفته شود تا به‌جاى يكديگر استعمال نگردد . نوع ، آن كلىاى است كه چند صنف ( اصناف ) تحت پوشش آن هستند ؛ ولى صنف ، آن كلىاى است كه چند فرد ( افراد ) زيرمجموعهء آن مىباشند .