على محمدى خراسانى

498

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

و لعمرى ما ذكرناه واضح لا سترة عليه و الإطناب إنما هو لأجل رفع المغالطة الواقعة فى أذهان بعض الطلاب . و ربما أشكل على المعلق أيضا بعدم القدرة على المكلف به فى حال البعث مع أنها من الشرائط العامة . جواب دوّم : بر فرض كه دربارهء اراده ، سخن شما را بپذيريم و بگوييم انفكاك اراده از مراد محال است . ولى در باب طلب و بعث ، سخن شما را قبول نداريم و مىگوييم قياسِ طلب و بعث در شرعيّات به اراده در تكوينيّات ، مع‌الفارق است . اصولًا طلب و بعث محال است كه به امر فعلى و حالى تعلّق بگيرد ، بلكه حتماً بايد به امر استقبالى تعلّق بگيرد ؛ نه‌تنها انفكاك وجوب و امر از واجب و عمل ممكن است ، بلكه ضرورى و حتمى است . توضيح : امر كردن و بعث و تحريك مكلّف به جانب عمل ، به منظور ايجاد داعى و انگيزه در اوست . اگر مكلف در حال امر كردن و همزمان با آن ، سرگرم انجام عمل باشد ، امر كردن لغو و طلب حاصل است و اگر تا چند لحظهء ديگر قرار است مشغول انجام كار شود - چه امرى باشد ، چه نباشد - باز هم اگرچه به‌دنبال امر ، آن فعل انجام خواهد شد ، ربطى به امر ندارد و امر ، لغو است . امر در جايى وجود دارد كه مكلّف انگيزهء درونى ندارد و خود به خود حركت نمىكند و كارى انجام نمىدهد . در اينجا به منظور ايجاد داعى ، امر مىآيد ؛ ولى چنين نيست كه به مجرّد صدور امر ، به‌صورت جبرى و خودكار و بلافاصله ، عمل از عبد صادر شود ، بلكه صدور عمل ، منوط به اراده و اختيار عبد است . فعل اختيارى مقدّماتى دارد از قبيل اين‌كه : به‌دنبال صدور امر بايد مأمورٌ به را با همهء اطرافش تصوّر كند ، سپس تصديق به فايده پيدا كند - يعنى بررسى كند كه انجام آن كار موجب ثواب و ترك آن موجب عقاب است - سپس شوق به آن كار در او ايجاد شود ، سپس به مرز شوق مؤكّد برسد و بعد اراده كند و احياناً اگر آن كار ، مقدّماتى دارد ، انجام دهد تا به فعل مأمورٌ به برسد . اين امور قطعاً مدت زمانى طول مىكشد . پس طلب و بعث حتماً و لامحاله بايد به عملى باشد كه نه‌تنها از لحاظ رتبه ( كيفى ) ، پس از امر باشد ، بلكه از حيث زمانى ( كمى ) هم متأخّر از امر باشد . اين يك قاعدهء كلّى است و در كلّيهء اوامر و واجبات وجود دارد ، چه در واجب منجّز - كه هم وجوب و هم واجب هر دو فعلى و حالى است - چه در واجب معلّق - كه وجوب ، فعلى است ولى واجب ، استقبالى . نكتهء ديگر اين‌كه عمل ، از اين حيث كه هميشه مدت زمانى پس از امر مىآيد ، ميان آن دو ( واجب منجّز و معلق ) فرقى نيست . يكى از تفاوت‌هاى اين دو واجب ، اين است كه در واجب منجّز ، ميان امر و عمل ، مدت زمان اندك و كوتاهى فاصله وجود دارد ؛ مثلًا چند ساعت يا دقيقه يا ثانيه است ( به اختلاف موارد ) . ولى در