على محمدى خراسانى

471

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

بالهيئة حتى يصح القول بتقييده به شرط و نحوه فكل ما يحتمل رجوعه إلى الطلب الذى يدل عليه الهيئة فهو عند التحقيق راجع إلى نفس المادة . شرط يكى از قيود هيئت است . خطابى كه از مولى صادر مىشود ، گاهى مطلق است و هيچ قيد و شرطى ندارد ، مثل « اكرم زيداً » ، « احترم بكراً » و گاهى مشروط و معلّق است ، مثل « إن جائك زيدٌ فاكرمه » ، « إن كنت مستطيعاً فيجب عليك الحج » ، « ان دخل الوقت فصّل » . نام اين‌گونه خطابات « خطاب تعليقى » است . واجبى هم كه از اينها مستفاد مىشود ، « واجب مشروط » نام دارد . حال دربارهء خطاب‌هاى تعليقى و واجب‌هاى مشروط ، نزاع معروف و مهمى وجود دارد : اين نزاع را مشهور و مرحوم آخوند با مرحوم شيخ انصارى دارند و آن اين‌كه : قيد و شرطى كه در جملهء شرطيّه آمده است به چه چيزى تعلّق دارد ؟ در ناحيهء جزاء شرط ، مثل « فاكرمه » يا « فصّلِ » دو چيز وجود دارد : 1 . هيئت إفعل و فعل امر كه مفادش طلب و ايجاب است ؛ 2 . مادّهء امر و واجب يا مكلّفٌ به ، كه مفادش فعلى از افعال اختيارى مكلّف ، از قبيل : اكرام ، نماز و . . . است كه با تعلّق امر به آن ، متصّفْ به واجب مىشود . حال آيا شرط مذكور در خطاب تعليقى ، به مفاد هيئت امر بر مىگردد و قيد هيئت امر است تا در نتيجه ، اصل وجوب و امر و تكليف از ناحيهء مولى مشروط و معلّق به اين شرط باشد و تا شرط ( مجىء زيد ، دخول وقت ، استطاعت و . . . ) حاصل نشده و در خارج موجود نگشته است اصلًا امرى نيست و حقيقتاً وجوبى و طلبى در ميان نيست ؟ يا اين‌كه شرط مزبور به مفاد مادّهء امر رجوع مىكند و قيد مادّهء امر است تا در نتيجه اصل وجوب و امر و طلب ، مطلق و فعلى باشد و مقيّد به هيچ قيدى نباشد و قبل از حصول شرط هم ، اصل وجوب و تكليف از ناحيهء مولى به اكرام زيد تعلّق گرفته باشد ؟ و واجب و مكلّفٌ به و امتثال مقيّد به آن قيد باشد و ظرف امتثال از سوى عبد مقيّد و محدود است و ظرف تكليف از سوى مولى مطلق و نامحدود است ؟ مثل نماز كه به مجرّد دخول دقت ، امر به نماز مىآيد ، ولى مكلّف در مقام امتثال بايد وضو هم بگيرد ، تحصيل طهارت هم بكند ، رو به قبله هم بايستد و . . . تا بتواند عمل صحيح تحويل مولى بدهد . پاسخ اين است كه اگر قيد هيئت باشد ، در مقام تعبير مىگوييم « اكرامُ زيدٍ واجبٌ أو يجب فى ظرف المجىء أو فى فرض المجىء » كه قيد اصل وجوب است . اگر قيد مادّه باشد به منزلهء آن است كه گفته شود « الاكرام على تقدير المجىء واجبٌ » كه وجوب ، قيد ندارد ولى اكرام زيد قيد دارد . نظر مشهور و مرحوم آخوند اين است كه قيد و شرط مزبور ، قيد اصل وجوب است و تا اين قيد نباشد ، اصلًا امر و طلبى وجود ندارد . دليل اين مطلب ، ظهورِ خطاب تعليقى است . توضيح : هر جملهء شرطيه داراى شرطى و جزايى است و جزاء ، معلّق بر شرط است . ظاهر جمله