على محمدى خراسانى

444

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

مقدّمات داخليّه عبارتند از أجزاء واجب و مأمورٌ به و امورى كه در اصل ماهيّت و حقيقت واجب اخذ شده و دخيل هستند و قوام واجب به آن‌هاست و هركدام نباشد آن مركّب منتفى و نيست مىباشد . مانند ركوع و سجود نسبت به نماز ، و طواف و سعى نسبت به حجّ . مقدمات خارجيّه عبارتند از امورى كه از حقيقت مأمورٌ به خارج و از دايرهء ذات و ذاتيّات طبيعت بيرون هستند ؛ ولى واجب و مأمور به ، به نحوى بر آن امور متوقّف است و آنها يا در اصل وجود و تحقّق مأمور به دخالت دارند و شرط وجود هستند ، يا شرط وجوب و تكليف‌اند ، يا شرط واجب و مكلّف به و شرط صحّت هستند و . . . كه مبسوطاً بحث خواهد شد . دربارهء مقدّمات خارجيّه يا شروط واجب دو مطلب ، مسلّم است : 1 . اطلاق مقدّمه بر آنها جاى ترديد نيست ؛ زيرا ، هم پيش از واجب هستند و تقدّم دارند ، هم ، چيزى غير از ذىالمقدّمه هستند و اثنينيّت و دوئيّت در ميان است نه اتّحاد و عينيّت ، هم ذىالمقدّمه بر آن امر سابق و مقدّم توقّف دارد . پس ، و از هر جهت نام شرايط را مىتوان مقدّمه گذاشت . 2 . قدر متيقن از نزاعى كه در مباحثِ اصلىِ مقدّمهء واجب خواهد ( آيا ملازمه ميان وجوب مقدّمه و ذىالمقدّمه هست يا نه ؟ ) ، همين باب شروط و مقدّماتِ خارجيّه است . دربارهء مقدّمات داخليّه هر دو مطلب ، مورد مناقشه و نزاع واقع شده است : مطلب اوّل : آيا اساساً بر أجزاء واجب ، مىتوان عنوانِ مقدّمات واجب را اطلاق كرد ؟ آيا جزء هم مقدّمه است ؟ در اين‌باره مرحوم صاحب حاشيه « 1 » مناقشه كرده و فرموده است : به اجزاء ، « مقدّمات » اطلاق نمىشود ؛ زيرا اوّلًا مقدّمه ، همان‌گونه كه از اسمش پيداست بايد مقدّم بر ذىالمقدّمه و پيش از آن محقّق شود ، در حالى كه اجزاء ، مقدّم بر كلّ نيست ؛ اجزاء همان كلّ و مركّب است . ثانياً مقدّمه بايد غير از ذىالمقدّمه باشد و از محالات است كه هر دو يكى باشند و به يك وجود موجود باشند و عين يكديگر باشند ( موقوف و موقوف عليه دو چيزند ) . در حالى كه اجزاء واجب ، چيزى غير از كلّ واجب و خود مركّب نيست ، و كلّ ، غير از اجزاء نيست و وجود منحازى ندارد ؛ بلكه همان اجزاء به تمامها نامش كلّ است ؛ پس بر اجزاى واجب نام مقدّمهء واجب نمىتوان گذاشت . و الحلّ : دربارهء اشكال مزبور سه جواب مىدهيم : 1 . تعريف مقدّمه ( ما لا يتّم الواجب إلّابه ، ما يتوقّف الواجب عليه ) بر اجزاء نيز صادق است ؛ زيرا روى هر جزئى كه دست بگذاريم ، هركدام ، از امورى هستند كه واجب ( كلّ ) بدون آن تامّ نيست و بر آن متوقّف است ؛ مانند ركوع و سجود .

--> ( 1 ) . هداية المسترشدين ، ص 216 .