على محمدى خراسانى
409
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
2 . تفاوت اجزاء با مسألهء تبعيّت قضاء از اداء : در آينده بحثى داريم تحت عنوان « آيا قضا تابع اداء است يا تابع اداء نيست ؟ » معناى تبعيّت اين است كه از همان امر اوّل ، يعنى امر به اداء ، وجوب قضاء هم دانسته شود ، نيازى به امر جديد نباشد . به اين صورت كه امر اوّل كه مىگويد : فلان عمل را در فلان وقت بايد انجام بدهى ، دالّ بر تعدّد مطلوب است : يكى ذات عمل كه مطلقاً مطلوب است و اختصاص به وقت مزبور ندارد و ديگرى بودنِ آن در وقت كه جداگانه مطلوب است . حال اگر كسى مأمور به را در وقت تعيين شده انجام داد به هر دو مطلوب ، جامهء عمل پوشيده است و اگر كسى عمل را در آن وقت خاص به جاى نياورد مطلوب ثانى فوت شده ولى مطلوب اوّل كه ذات عمل باشد كماكان به قوّت خود باقى است و تا انجام نشود از عهده مكلّف رفع نمىشود . پس نيازى به امر جديد نيست ؛ در خارج وقت هم خود امر قديم و اوّلى ، ما را به انجام عمل دعوت مىكند . اين معناى تبعيّت است . معناى عدم تبعيّت اين است كه وجوب قضاء نيازمند به امر جديد است ، تابع اداء نيست و از امر اوّل دانسته نمىشود . به اين صورت كه امر اوّل يك مطلوب بيشتر ندارد و آن عمل در فلان وقت است كه مقيّد بما هو مقيّد ، يك مطلوب است و ذاتِ عمل بدون قيد اصلًا مطلوب نيست اگر كسى عمل مأمور به را در همان وقت اتيان كرد ، همان يك مطلوب حاصل شده است و اگر موفق به انجام نشد معصيت كرده و همان يك مطلوب فوت شده است و مطلوب ديگرى نيست . پس اگر بخواهد وجوب قضاء ثابت گردد حتماً بايد به امر جديد باشد . اين بود تصوير اجمالى از آن مسألهء آتيه . حال ممكن است كسى توهّم كند كه مسأله اجزاء با مسألهء تبعيّت و عدم تبعيّت قضاء از اداء ، فرقى ندارند و يكى هستند ؛ به اين نحو كه اجزاء مساوى با عدم تبعيّت است ؛ زيرا عدم تبعيّت هم يعنى يك مطلوب بيشتر نيست . اجزاء هم يعنى يك بار بيشتر لازم نيست . متقابلًا عدم اجزاء مساوى است با تبعيّت قضاء از اداء ، زيرا عدم اجزاء يعنى يك بار كافى نيست و دوباره هم بايد بجا آوريم . تبعيّت هم يعنى خود امر قديم و اوّل دلالت دارد كه در خارج وقت هم بايد بياورى . اين بود بيان عدم فرق . مرحوم آخوند مىفرمايد : تفاوت مسألهء اجزاء با مبحث تبعيّت واضحتر از آن است كه بر كسى مخفى بماند ؛ زيرا مسأله تبعيّت يك بحث لفظى و لغوى است و سخن در اين است كه صيغهء افعل دالّ بر تبعيّت است يا دالّ بر عدم تبعيّت ؟ آيا از ظاهر صيغهء افعل و هر امر مقيّدى وحدت مطلوب مستفاد است يا تعدّد مطلوب ؟ و لا فرق كه قيد آن ، وقت باشد يا امور ديگر . ولى مسأله اجزاء يك مطلب عقلى است و اين سؤال پيش مىآيد كه آيا عقلًا اتيان به مأمور به ، با همهء خصوصيّات معتبره مجزى است ؟ و آيا اتيان دوباره - چه اداءً و چه قضاءً و در خارج وقت - لازم نيست ؟ يا عقلًا مجزى نيست و اتيان مجدد لازم است ؟ پس اينها از دو وادى هستند و ربطى به هم ندارند . علاوه بر اينكه مسألهء تبعيّت و عدم تبعيّت يا وجوب قضاء در خارج وقت و عدم وجوب آن ،