على محمدى خراسانى
38
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
الف ) مفاد ادله اين اصول ؛ مثل حكم عقل ، مجرد ترخيص و رفع المنع است نه جعل حكم و در طريق استنباط نيستند و تعريف مشهور آنها را شامل نمىشود . ب ) مفاد اينها جعل حكم شرعى ظاهرى است ؛ از قبيل اباحهء ظاهريه ، طهارت ظاهريه و وجوب ظاهرى . تعريف مشهور شامل اين مفادهم نمىشود ؛ زيرا مفاد اين اصول قواعدى نيست كه در طريق استنباط حكم شرعى باشد تا ما بخواهيم معالواسطه به حكم برسيم ، بلكه اينها خودْ حكم شرعى هستند . توضيح : يكوقت مىگوييم : اقيموا فعل امر است : « صغرى » ؛ امر ظهور در وجوب دارد ؛ « كبرى » ؛ پس اقيموا ظهور در وجوب دارد : « نتيجه » . و هر ظاهرى هم حجت است « كبراى مرحله بعدى » : پس ظهور اقيموا در وجوب ، حجت است : « نتيجه » ؛ پس صلوة واجب است . اين وجوب صلوة بر دو كبراى كلّى مترتب شد . ولى يك وقت هم مىگوييم : هذا مشكوك الحليّة : « صغرى » ؛ كلّ مشكوك الحلية حلالٌ ظاهراً - يا كلّ شىء لك حلال - « كبرى » ؛ فهذا حلال : « نتيجه » . در اينجا كبراى كلّى در طريق استنباط نيست ، بلكه خود حكم شرعى است . پس تعريف مشهور اصول عمليه را هم شامل نمىشود ، ولى تعريف آخوند اينها را شامل مىشود ؛ چون اين اصول عمليه هم قواعدى هستند كه مجتهد در مقام عمل - و براى خروج خود و مقلدانش از حيرت - بدانها پناه مىبرد ، و حق هم همين است ؛ چرا كه دليلى بر خروج اين مسائل از علم اصول و استطرادى بودن آنها نداريم . يك نكته : چرا فرمود « و ان كان الأولى . . . » و تعبير به أولى كرد . با اينكه به عقيده آخوند تعريف مشهور ناتمام است و بايد معيناً ذكر مىكرد وجه تعبير دو گونه ذكر شده است ؟ 1 . چون به عقيده آخوند تمام تعريفات علم اصول ، لفظى و شرح الأسمى است ؛ بنابراين جامع افراد نبودن مهم نيست ، پس تعريف مشهور هم خوب است ؛ امّا با اين وجود تعريف ما بهتر است . 2 . اولويت مذكور از نوع اولويت تعيينى است و همانند و اولوالأرحام بعضهم أولى ببعض كه تعيينى است . يعنى معيناً بايد تعريفِ ما را بگيرد تا مبتلا به اشكال نگردد . در پايان اشارهاى به بيان مبادى علم اصول و مسائل و فوائد آن مىشود : مبادى : تعريفهاى علم اصول - از اوّل تا آخر - مبادى تصورى آن است . مقدمات سيزدهگانهاى هم كه در اول كتاب آورده شده است به اضافه مقدماتى كه در مباحث آينده ذكر خواهد شد ، و استدلالات و صغريات و كبريات مختلف در هر مسأله ، مبادى تصديقى آن است . مسائل علم اصول : مجموعه مطالبى كه از اول تا آخر علم اصول مورد نفى و اثبات و اختلاف