على محمدى خراسانى

374

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

واجب تخييرى : واجب تخييرى اين است كه فلان عمل معيناً واجب نيست بلكه عدل و بدل دارد و در عرض هم يكى از دو يا چند عمل واجب است . مثل كفارهء صوم عمدى كه عتق رقبه يا اطعام ستين مسكيناً يا صيام شهرين متتابعين واجب است . حال در مواردى كه به قرائن خاصّه يقيين به تعيينى بودن حاصل مىشود ، بحثى نيست . همچنين در مواردى كه يقين به تخييرى بودن حاصل مىشود ، باز بحثى نيست و طبق يقين و قرينه عمل مىشود ، ولى در مواردى كه ما هستيم و اطلاق صيغه و نمىدانيم كه فلان عمل واجب تعيينى است يا تخييرى چه بايد كرد ؟ باز مىفرمايد اطلاق صيغه ، تعيينى بودن را ايجاب مىكند ؛ چرا كه تخييرى بودن ، نيازمند بيان زايد است ، يعنى احتياج به « اوْ » و « إمّا » دارد . مثلًا « افعل هذا أو ذاك » و اگر مولى در مقام بيان بود و چنين قيد زايدى نياورد ، به اين نتيجه مىرسيم كه فلان عمل واجب تعيينى است . واجب عينى : واجب عينى اين است كه بر فرد فرد مكلّفين و آحاد انسان‌هاى جامع شروط تكليف ، واجب مىشود و با انجام برخى ، از عهدهء ديگران ساقط نمىشود . مثل نمازهاى يوميه و صوم شهر رمضان . واجب كفايى : واجب كفايى اين است كه عملى ابتدا بر همگان واجب مىشود و همه مخاطب به اين خطاب هستند ولى به گونه‌اى است كه با انجام برخى ، از دوش ديگران ساقط مىشود . مثل ازالهء نجاست از مسجد ، انقاذ غريق ، طبابت ، قضاوت و فقاهت . حال در مواردى كه يقين به عينى بودنِ فلان واجب داريم طبق يقين و دليل خاص عمل مىشود و همچنين در مواردى كه كفايى بودن ، معلوم و داراى قرينه است ، باز طبق قرينه عمل مىشود و ما تابع دليل هستيم ، ولى در مواردى كه به كارى امر شده‌ايم و نمىدانيم كه واجب عينى است يا كفايى وظيفه چيست ؟ آخوند مىفرمايد : اطلاق صيغهء افعل عينى بودن را مقتضى است و كفايى بودن محتاج به قرينه است ، زيرا كفائيّت ، بيان زايد مىطلبد ، مثلًا بفرمايد : اگر همگان اين عمل را ترك كردند ، تو حق ترك ندارى و گرنه عقاب مىشوى و بايد انجام دهى . اين شرط و قيد زايد ، از اطلاق فعل امر به‌دست نمىآيد و لذا صيغهء افعل عند الاطلاق بر وجوب نفسى تعيينىِ عينى ، حمل مىشود . « 1 »

--> ( 1 ) . نتيجهء اطلاق در همه‌جا توسعه است ولى در اين سه مورد ، تضييق است چون عينى بودن و تعيينى بودن و . . . مضيقه است نه توسعه دادن .