على محمدى خراسانى

331

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

حال در اين دو مورد چون امر هست ، پس طلب هم هست ؛ زيرا طلب ، مدلول و مفاد امر است . اگر مسلكِ اماميّه و عدليّه را اختيار كنيم و به اتحاد طلب و اراده ملتزم شويم ، يكى از دو احتمال زير پيش مىآيد : « 1 » 1 . يا در اين گونه موارد ( تكليف كفار به ايمان و تكليف اهل معصيت به طاعت ) ارادهء حقيقى نيست . يعنى خدا آنان را امر كرده و دستور به ايمان و اطاعت داده است ولى اراده حقيقى نسبت به ايمان و اطاعت آنها ندارد . اگر اين باشد خواهيم گفت : طبق مسلكِ شما كه طرفدار اتحاد بوديد ، بايد در اين موارد ، طلب حقيقى و به دنبال آن ، تكليف واقعى هم نباشد ؛ در نتيجه امر جدّى هم صادر نشده باشد و در نتيجه بايد امر به ايمان و اطاعت يك امر ظاهرى و صورى و شبيه هزل باشد . اين لازم قطعاً باطل است و اجماع مسلمين و ضرورت دين ، حاكم است كه تكاليف مذكور جدّى است نه شوخى . 2 . يا در موارد مذكور ، ارادهء حقيقى هست ؛ يعنى شارع مقدّس همان‌گونه كه آنان را امر به ايمان و اطاعت نموده ، خارجاً هم اراده‌اش به اين تعلّق گرفته است كه آنان مؤمن باشند . لازمهء اين احتمال ، اين است كه به حكم برهان و قرآن ، مراد ، از اراده جدا نشود . چون ارادهء حقيقى از خداوند اگر محقّق شد حتماً مراد هم محقّق مىشود و قرآن مىگويد : إذا أراد شيئاً أنْ يقول له كُن فيكون « 2 » پس حتماً بايد كفار ، مؤمن شوند ؛ عاصيان ، مطيع شوند ؛ سركشان ، رام شوند . اين لازمه هم قطعاً باطل است زيرا بالبداهة تخلّف مشاهده مىشود و انسان‌هاى فراوانى را مىبينيم كه كفر مىورزند و معصيت و نافرمانى مىكنند . نتيجه : همهء اين محاذير مبتنى بر مسلك اتّحاد طلب و اراده بود . ما از استحاله و بطلان لازم - به هر دو قسمش - به بطلان ملزوم منتهى مىشويم و مىگوييم اتحاد طلب و اراده باطل است و هيچ مانعى ندارد كه در موارد مذكور ، امر باشد ، طلب حقيقى هم باشد ، ولى اراده نباشد ؛ پس معلوم مىشود طلب غير از اراده است . دفع اشكال ( جواب از دليل اشعرى ) : ما كما كان بر مسلك عدليّه پاى فشرده و بر آنيم كه طلب و اراده اتّحاد دارند و در تكليف كفار و اهل معصيت هم معتقديم كه امر جدّى و تكليف حقيقى وجود دارد ، طلب حقيقى در كار است ، ارادهء حقيقى هم هست . واقعاً خداوند مىخواهد آنان مؤمن و مطيع شوند و اراده عين طلب است ؛ هيچ‌يك از دو محذور مذكور هم پيش نمىآيد . بيان ذلك : ارادهء حقيقىِ خداوند دو شعبه دارد : 1 . ارادهء تكوينى ؛ اراده‌اى است كه به تكوين و ايجاد و تحقّق شىء در خارج ، آن هم به نوع

--> ( 1 ) . مسلكِ اماميّه مستلزم احد الامرين است و هر دو محذور دارند . ( 2 ) . سوره يس ، آيه 82 .