على محمدى خراسانى
322
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
كند كه فلان كار براى او نافع است . پس تا اين مبدأ نباشد نوبت به مبادىِ بعدى نمىرسد . سوّمين مقدّمه از مقدّمات فعل ارادى و اختيارى ميل و شوق به انجام كار است . پس از تصديق به فايده ، در انسان ميل به انجام آن كار پديد مىآيد . « 1 » چهارمين مبدأ از مبادى كار ارادى و اختيارى و قصدى عبارت است از هيجان و اشتدادِ رغبت و شوق . شوق از مقولاتى است كه تشكيكى است و مراتب دارد . شوق داراى مرتبهء ضعيفه ، متوسط و شديد مىباشد . البته ضعيفترين مرحله از شوق ، كافى نيست بلكه بايد پس از ايجاد شوق در نفس ، با تلقينات مكرّر و مطالعهء بيشتر و تصديق به فوايد و منافع بيشتر ، شوق را در خود كاملتر و قوىتر نمود . « 2 » پنجمين مبدأ از مبادىِ اراده ، جزم است . منظور از جزم ، اين است كه شوق به انجام فلان كار به درجهاى برسد كه انسان را جازم و قاطع ساخته و از ترديد و تحيّر خارج نمايد و در خارج او را وادار به تهيّوء و آمادگى نمايد و براى نيل به مقصود ، اقدامهاى اوّليّه را انجام دهد . يعنى شروع به دفع موانع و ايجاد شرايط كند . هر چيزى را كه مانع وصول وى به مقصود است و او را متوقّف مىكند و سدّ راهش مىگردد ، از سر راه بر طرف كند ، جادّه را براى نيل به مقصود هموار سازد و آنچه شرط وصول است و وجودش دخيل است ايجاد كند . ششمين مبدأ از مبادىِ فعل ارادى ، شوق مؤكد است . يعنى پس از چيدن مقدمات همهء شرايط مهيّاست كه وى كارى را انجام دهد و صددرصد بالفعل ، مقتضى موجود است و مانع مفقود ؛ و هر لحظه ممكن است كار را انجام دهد . مشهور و من جمله مرحوم آخوند اراده را به همين شوق مؤكّد تفسير كرده و گفته است : اراده آن شوق مؤكّدى است كه موجب تحريك عضلات به جانب مقصود گردد . « 3 » طبق كلام علّامه رحمه الله يكى ديگر از مبادى فعل اختيارى ، اراده است كه پس از شوق مؤكّد پيدا مىشود . سؤال : اراده چيست ؟
--> ( 1 ) . از كلام صدر المتألهين استفاده مىشود كه بعضىها اراده را نفس شوق و ميل و شهوت گرفتهاند ، ولى صدر المتألهين آن را ردّ كرده و فرموده است : و هى تغاير الشهوة . . . إذ قد يريد الإنسان ما لا يشتهيه كشرب دواء كريه ينفعه ، و قد يشتهى ما لا يريده كأكل طعام لذيذ يضرّه خلاصه : اين دو عام و خاص من وجه هستند . نقل از الأسفار ، ج 4 ، ص 113 . ( 2 ) . البته در واقع ، شوق و هيجانِ رغبت ، يك مقدّمه است و شوقى كه مىگوييم كلّى است و همهء مراتب را در بر مىگيرد . در عبارت ، مرحوم آخوند هم كلمهء « اليه » را قبل از هيجان و پس از ميل نياورده بلكه با واو جمع يا واو تفسيرى ، هيجان رغبت را عطف بر ميل كرده است كه البته اين امر مهمّ نيست . ( 3 ) . ولى از كلام علّامه طباطبائى استفاده مىشود كه اراده ، غير از شوق مؤكد است . ايشان فرموده است : و به مثل البيان يظهر أنّ الإرادة غير الشوق المؤكّد . . . و در ادامه فرموده است : ثمّ يتبع الشوق الإرادة . . . يشهد لوجودها بعد الشوق ما نجده ممّن يريد الفعل و هو عاجز عنه و لا يعلم بعجزه فلا يستطيع الفعل و قد اراده . نقل از نهاية الحكمة ، ص 121 و 122 .