على محمدى خراسانى
207
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
مصادر مجرّده از بحث بيرون هستند . در مصادر مزيدٌ فيها كه شامل ثلاثى مزيد « 1 » و رباعى مزيد « 2 » است اشكال اوّل وارد نيست ؛ زيرا اينها از مصدرهاى مجرّد اشتقاق يافتهاند . يعنى تصريف از صرف و مضاربه از ضرب مشتق مىباشد . در حالى كه اشكال دوّم مشترك الورود است . يعنى مبادى اين مصادر نيز با ذات ارتباط دارند و قائم به ذات هستند ؛ ولى جرى بر ذات و اتّحاد با ذات ندارند و نمىتوان گفت زيد اكرام است . بلكه زيد مكرم يا ذو اكرام است . همچنين نمىتوان گفت زيد و بكر مضاربه هستند پس اينها نيز از محلّ نزاع بيرون هستند . امّا افعال مجرّد و مزيد فيه : افعال يا خبرى هستند ؛ مانند ماضى و مضارع ، يا انشايى مانند امر و نهى . افعال خبرى مانند ضرب و قام بر اين دلالت مىكنند كه ميان مبدأ اين افعال با ذات فاعل رابطه و نسبتى هست و اين مبادى به آن ذوات مستند هستند ، و قيام صدورى « 3 » يا حلولى « 4 » يا انتزاعى « 5 » يااعتبارى « 6 » و . . . به ذات دارند . امّا اينكه اين افعال با آن ذوات متّحد و يكى باشند و بتوانيم اينها را بر آنها حمل كنيم و بگوييم زيد همان ضَرَبَ است ، يا ضَرَبَ همان زيد است نادرست خواهد بود . پس باز هم ويژگى اوّل را فاقدند . امّا افعال انشايى : اينها نيز بر طلب فعل يا ترك دلالت دارند . البته ميان مبدأ اين افعال با فاعل ارتباطى هست . اين مبادى قائم به آن ذوات هستند و مولى اينها را از مخاطب طلب كرده است . كه اين مبادى ، مطلوب هستند و مخاطب ، مطلوب منه است . ولى باز جرى و اتّحادى نيست و نمىتوان گفت اضْرِبْ همان زيد است ، يا زيد همان اضْرِبْ است ، يا طلبِ ضرب همان زيد است يا زيد همان طلب فعل يا ترك است و . . . پس افعال هم اگر چه از ديدگاه نحوى از مشتقّات هستند ولى در ديد اصولى از بحث مشتقّ خارج مىباشند . و إن شئت فقل : افعال عموماً داراى مادّه و هيئت هستند ، مدلول مادّهء آنها خود مبدأ و طبيعت است - مثلًا ضَرْبْ ، قَتْلْ و . . . - و مدلول هيئت آنها عبارت است از نسبت مبدأ به فاعل و قيام مبدأ به فاعل كه به هيچكدام از دو حيث ، قابل جرى و حمل بر ذات نيستند . امّا به اعتبار مادّه : مادّه همان مصدر است كه قبلًا وضعش روشن شد . و امّا به اعتبار هيئت : فرض اين است كه قيام مبدء به ذات ، عين ذات نيست تا بر ذات حمل شود . بر خلاف اسماء كه هم اسناد به ذات دارند و هم انطباق بر ذات دارند .
--> ( 1 ) . همچون اكرام و مضاربه . ( 2 ) . همچون اقشعرار . ( 3 ) . مانند زيدٌ ضَرَبَ . ( 4 ) . مانند قام زيدٌ . ( 5 ) . مانند سبق زيدٌ . ( 6 ) . مانند مَلِكَ زيدٌ .