على محمدى خراسانى

200

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

اگر كسى تعصّب به خرج داده و بر اين امر پافشارى كند كه : مشتقّ در اصطلاح ، فقط به مشتقّ نحوى اطلاق مىشود و حق نداريم لفظ مشتقّ را بر جوامد اطلاق كنيم ، در جواب خواهيم گفت : صدق الاسم كه مهم نيست ، مهمّ دخول عناوينى از قبيل زوج ، زوجه و . . . در محلّ نزاع است كه خوشبختانه داخل هستند . به اين صورت كه : تا ديروز زيد زوج و هند زوجه بود و علقهء زوجيّت و رشتهء پيوند ميان آن دو برقرار بود و اطلاق زوج بر زيد ، و زوجه بر هند حقيقت بود ، ولى امروز اين رشته بريده شده و زيد همسرش را طلاق داده يا همسرش از دنيا رفته است . بحث اينجاست كه آيا اطلاق زوج بر زيد ، و زوجه بر هند به نحو حقيقت است يا به نحو مجاز ؟ اگر مشتقّات در اعمّ از ما تلبّس و ماانقضى عنه التلبّس حقيقت باشند اطلاق مذكور حقيقى است ، و اگر در خصوص متلبّس به مبدء فى الحال حقيقت باشند اطلاق مذكور مجازى و به علاقهء ماكان خواهد بود . و هكذا در عبد و امه و . . . ؛ زيرا ويژگى جرى و اتّحاد و حمل را دارند ، چه بتوانيم بر آنها لفظ مشتق را اطلاق بكنيم چه نتوانيم ؛ اين‌كه اهميتى ندارد . يك شاهد : شاهد بر دخول جوامد مذكور - در محلّ بحث - در مشتقّ اصولى ، يك فرع فقهى است كه در كتاب النكاح در مسئله رضاع و شير خوردن ، از زبان دو فقيه نام آور ذكر شده است : 1 . فخرالدين « 1 » : مردى دو زوجهء كبيره و يك زوجهء صغيرهء شيرخوار « 2 » دارد . دو زوجهء كبيره هركدام به ترتيب بر طبق دستورات باب رضاع در حدّ نصاب شرعى « 3 » زوجهء صغيره را شير دادند . فرض هم اين است كه هر دو كبيره مدخول بها هستند . البته در نُسَخِ اصلى كفايه به‌جاى هر دو ، كلمهء احدهما آمده است ؛ يعنى يكى از آن دو مدخول بها باشند . البته اين مقدار هم كافى نيست و أولى اين است كه : « مع الدخول بالمرضعة الأولى » . حال به مجرّد اين‌كه كبيرهء اوّلى به مقدار مذكور ، صغيره را شير داد ، هم صغيره و هم كبيرهء مرضعه هر دو بر زوج حرام مؤبّد مىشوند . امّا علت حرمت كبيرهء اوّلى : براى اين‌كه « امّ الزّوجة المعقودة » مىشود و عنوان امّ الزوجه بنا به فرمودهء قرآن و امّهاتُ نسائكم « 4 » از عناوين محرّمه است . مادر زن بر انسان حرام ابدى است و براى يك لحظه هم كه دختر او را عقد كرد محرم و حرام ابدى مىگردد و حق ندارد با مادرزنش ازدواج كند و لو بعد از طلاق زوجه‌اش . و امّا علت حرمت صغيره : با توجه به اين‌كه او « بنت الزوجه » مىشود و دختر رضاعى اين مرد محسوب مىگردد و دختر رضاعى هم بر انسان حرام است . « 5 » آنگاه پس از اين مراحل ، كبيرهء ثانيه هم اين طفل صغير و شير خوار را با شرايط و آداب مذكور

--> ( 1 ) . ايضاح الفوائد ، ج 3 ، ص 52 . ( 2 ) . با اذن ولىّ طفل او را به عقد خود درآورده است . ( 3 ) . ده يا پانزده بار پشت سر هم شير دادن ، يا يك شبانه‌روز كامل كودك را با شير تغذيه كردن ، يا به‌اندازه‌اى كه اشتداد عظم ونبات لحم شود . ( 4 ) . سوره نساء ، آيه 23 . ( 5 ) . « يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب » ، يا « لحمة الرضاع كلحمة النسب » .