على محمدى خراسانى
18
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
هنر بزرگ محقق خراسانى در اين است كه جديدترين و كاملترين و عميقترين نظرات اصولى را كه آراء استاد علّامهء ايشان حضرت شيخ انصارى است مورد نقد و بررسى قرار داده است بهگونهاى كه در اغلب موارد نقدهاى ايشان مورد قبول شاگردان محقق ايشان واقع شده است . كتاب ارزشمند كفايةالاصول بهدليل مفيد و مختصر و منقح بودن و در عين حال عميق و جامع و كامل بودنش كه هيچ مسألهء مهم اصول را فروگذار نكرده است از همان زمان ، متن درسى حوزههاى علميه در سراسر جهان تشيع قرار گرفته است و بهعنوان عالىترين كتاب درسى سطوح عاليه در اصول فقه مورد توجه است و نيز محور كلّيهء دروس خارج حوزههاى علميه قرار دارد و تحقيقات اساطين فقه و اصول بر حول محور اين كتاب مىچرخد . در عين حال چنين نيست كه نياز به تنقيح و تنظيم نداشته باشد ، كفايةالاصول قرآن مجيد نيست كه وحى منزل باشد و كاملتر از آن ممكن نباشد و نبايد دست به تركيب آن زده شود بلكه نيازمند پالايش است تا طلاب گرانقدر حداكثر بهرهبردارى از اين كتاب ارزنده را در علم اصول داشته باشند . در مواردى عبارات نارسا و مبهم است و حتى خود بزرگان از محققان احتمالاتى مىدهند و عبور مىكنند كه بجا است بهترين احتمال تبيين و در متن يا پانوشت كتاب بيايد ، در مواردى با همهء اختصار ، تطويل وجود دارد كه مورد حاجت نيست ، در مواردى تكرار وجود دارد كه نيازى نيست آنچه را در معناى حرفى يك بار با طول و تفصيل آوردهاند بار ديگر در مبحث مشتق به مناسبت بياورند ، در مواردى مطالب بهصورت پراكنده ذكر شده كه تنظيم آن و يك جا آوردن مطلب صرفهجوئى در وقت طلاب عزيز و در فهم بهتر مطلب است فىالمثل در باب شروط جريان استصحاب چه در رسائل شيخ اعظم و چه در كفايهء محقق اعظم قسمتى از شروط در مقدمهء استصحاب ذكر شده ، قسمتى در ضمن تنبيهات استصحاب بيان گرديده و قسمتى در تتمّهء استصحاب آمده كه مجموعاً ده شرط است كه نگارنده در درس خارج اصول خود آنها را تنظيم نموده و در اوايل استصحاب آوردهام ، و از اين نمونهها فراوان مشاهده مىشود . البته اين كار مهم يك عمل فورى نيست تا محقق بزرگى مثل مرحوم شهيد صدر يا ديگرى بهتنهائى از عهده برآيد ، بلكه يك كار جمعى است و نياز دارد كه جمعى از اساتيد برجستهء سطوح عاليه كه مكرر كفايةالاصول را تدريس كردهاند و به پيچ و خم كار و فراز و فرود آن آگاهى دارند گرد هم جمع شوند و علىالدوام در صدد تهذيب و تنقيح مطالب متون درسى باشند و در ضمن مباحث از مثالهاى واقعى قرآنى و حديثى استفاده كنند و چنين نباشد كه از آغاز تا انجام با مثال فرضى « اكرام العلماء » و « لا تكرم الفساق منهم » مطلب را تبيين كنند ، در پايان هر فصل هم يك فرع فقهى را بهعنوان تمرين مطرح كنند و از طلبه بخواهند تا مطالب خوانده شده را عملًا در اين فرع پياده كند و صرفاً كار علمى و تئورى و نظريهپردازى نباشد بلكه در كنار آن كار عملى هم باشد تا قدم به قدم راه و رسم اجتهاد و استنباط را فراگيرند . و نيز در پاورقى كتاب به مناسبت ، جديدترين نظرات اصولى به اختصار ثبت شود . در پايان به اهم شروح و حواشى كتاب كفايةالاصول اشاره مىشود .