على محمدى خراسانى

184

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

الفاظ از چند حرف تشكيل شده‌اند و به خودى خود زشتى و زيبايى ندارند ، ولى پاره‌اى از معانى زيبا هستند و به تبع آنها ، آدمى از الفاظ حاكيه از آن معانى هم لذّت مىبرد . مثل لفظ گل ، فرشته ، پاكى و . . . . متقابلًا پاره‌اى از معانى زشت مىباشند و به تبع آنها الفاظشان هم زشت و ناپسند مىشوند ، و انسان از شنيدن آنها ناراحت و منقبض مىگردد . از آنجا كه استعمال عبارت است از لحاظ لفظ ، وجه ، عنوان ، مرآت و فانى در معنا ، محال است كه در آن واحد دو بار لحاظ كذائى داشته باشد . مگر اين‌كه كسى احول باشد و يكى را دو تا ببيند كه ديد ناقص او واقعيت را عوض مىكند . « 1 » فانقدح بذلك امتناع استعمال اللفظ مطلقا مفردا كان أو غيره فى أكثر من معنى بنحو الحقيقة أو المجاز . و لو لا امتناعه فلا وجه لعدم جوازه فإن اعتبار الوحدة فى الموضوع له واضح المنع . و كون الوضع فى حال وحدة المعنى و توقيفيته لا يقتضى عدم الجواز بعد ما لم تكن الوحدة قيدا للوضع و لا للموضوع له كما لا يخفى . حال كه اين استعمال عقلًا محال شد مىگوييم : قانون عقلى ، تخصيص‌بردار نيست و فرقى ميان موارد نيست و مطلقاً استعمال در اكثر ، بر وجه انفراد و استقلال محال است . چه در كلام مثبت ، مثل رأيتُ عيناً ، چه در كلام منفى مثل ما رأيت عيناً ، چه در لفظ مفرد ، مثل عين و چه در تثنيه و جمع ، مثل عينان و اعين . چه دو يا چند معنا ، همه معانى حقيقى باشند ، مانند چشم ، چشمه ، طلا و . . . نسبت به عين ، چه همه آنها معانى مجازى باشند ، مانند رجل شجاع و مطلق شجاع نسبت به اسد ، يا اباحه و استحباب نسبت به امر ، و چه برخى حقيقت ، و برخى مجاز باشند ، مانند رجل شجاع و حيوان مفترس نسبت به اسد . مرحلهء دوم : اگر از مرحلهء قبلى تنزّل كرده و قبول كنيم كه عقلًا ، استعمال مذكور ممتنع نيست ، اين بحث پيش مىآيد كه آيا از نظر وضع و لغت و قواعد ادبيّات عرب ، استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد ، جايز و صحيح است يا غير جايز و غلط است ؟ دو گروه طرفدار عدم جواز شده‌اند : 1 . مانعين مطلق : « 2 » اينها مىگويند : الفاظ براى معانى با قيد وحدت وضع شده‌اند . مثلًا كلمهء « عين »

--> ( 1 ) . مرحوم آخوند حقيقت استعمال را تجزيه و تحليل كرده است و امتناع استعمال در اكثر را از آن نتيجه گرفته ؛ اما برهانى ذكر نكرده است ، و ظاهراً نيازى هم نيست . مطلب مهم ، تصوّر ماهيّت استعمال بود كه ذكر شد و پس از درك صحيح مطلب ، تصديق امتناع استعمال ، امرى آسان است . مع ذلك پاره‌اى از محشّين محترم كفايه سه وجه براى اين مطلب آورده است . ( 2 ) . كسانى كه به قول صاحب معالم استعمال در اكثر را مطلقاً منع كرده و تفاوتى ميان تثنيه و جمع با مفرد ، و ميان كلام منفى بامثبت نگذاشته‌اند . ر . ك : معالم الدين ، ص 34 .