على محمدى خراسانى
148
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
الدين » ، « الصوم الصحيح جنة من النار » و . . . . پس ماهيت صلاتى منحصر به صلوة صحيح نيست تا از فاسد نفى ماهيت شود . پاسخ : مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد : اين توجيه و تقدير ، خلاف ظاهر است و قرينه لازم دارد ؛ و اصالة الظهور « 1 » يا اصالة الحقيقة « 2 » يا اصالة عدم القرينة « 3 » و اصالة عدم التقدير مىگويد : انشاءاللّه خلاف ظاهر اراده نشده است . انشاءاللّه قرينهاى نيست ، انشاءاللّه تقديرى نيست و . . . ؛ پس همان ظاهر ( جنس و ماهيت ) مراد است . در اين صورت است كه استدلال نتيجهبخش است . فافهم : در حاشيهء منه فرموده است : ما در دفاع از اين دليل و دفع اشكال مذكور ، از اصالة الحقيقه و مانند آن استمداد كرديم ، و اينها اصولى عقلايى هستند . پيشتر هم گذشت كه عقلاء عالم از اين اصول و بناها در مقام شكِ در مراد متكلم و پس از علم به اصل وضع و معناى حقيقى و مجازى استفاده مىكنند ، نه در مقام شكِ در اصل وضع . گذشته از اين ما فعلًا در شكِ در اصل وضع و تعيين معناى حقيقى بحث داريم و اينجا جاى آن اصول نيست . پس اشكال وارد است و از خير اين طايفه از روايات بايد بگذريم . طايفه دوم : آيات و رواياتى كه با لاء نفى جنس شروع شده و از عمل فاسد و ناقص و فاقد يك جزء يا فاقد يك شرط ، نفى جنس كرده است . مانند : « لا صلوة الا بطهور » ، « لا صلوة الّا بفاتحة الكتاب » و . . . . كيفيت استدلال : اين روايات مىگويد : نماز بدون طهارت يا بدون فاتحه الكتاب اصلًا نماز نيست و ماهيت ديگرى است : « صغرى » . ناگفته نماند اصل جنس و ماهيت را آنها نفى مىكنند . نماز فاسد هم آن است كه داراى طهارت يا فاتحه الكتاب نباشد : « كبرى » پس جنس و ماهيت صلوتى از صلوة فاسد منفى و مرتفع است : « نتيجه » ؛ و هو المطلوب . اشكال : چه مانعى دارد كسى بگويد : در اين گونه موارد معناى حقيقى و نفى جنس مراد نيست ، و اصل ذات را بر نمىدارد بلكه مىتواند نفى وصفى از اوصاف اين ذات و ماهيّت مراد باشد ؛ مثلًا نفى وصف صحّت مراد باشد ، نفى فايده مراد باشد ، نفى كمال مراد باشد ، نفى فضيلت مراد باشد و منظور اين باشد كه نماز بدون طهارت يا فاتحة الكتاب و . . . نماز صحيح و كامل نيست نه اينكه اصلًا نماز نباشد و ماهيّت ديگرى باشد . سؤال : ارادهء نفى وصفى از اوصاف ، قرينه لازم دارد ، حال آن قرينه چيست ؟ جواب : مستشكل مىگويد : آن قرينه شيوع و كثرت استعمال اين مركبات در نفى وصف است .
--> ( 1 ) . بر مبناى مرحوم مظفر . ( 2 ) . بر مبناى مرحوم آخوند . ( 3 ) . بر مبناى مرحوم شيخ .