على محمدى خراسانى

123

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

است و آن جهت در همهء افراد وجود دارد . به همين سبب است كه صلوة صحيح بر تمام اين افراد صادق است ، و هو المطلوب . سؤال : آن قدر جامع چيست ؟ جواب : قبلًا هم گفتيم اسم خاص داشتن مهم نيست و با عنوان مشير به آن اشاره مىشود و - مثلًا دربارهء نماز - مىگوييم آن طبيعت و عملى است كه داراى اين آثار باشد : « ناهى از فحشاء و منكر » ، « معراج مؤمن » « قربان كلّ تقى » و . . . ؛ پس صحيحى از عهدهء تصوير قدر جامع به خوبى برآمد . و الإشكال فيه بأن الجامع لا يكاد يكون أمرا مركبا إذ كلّ ما فرض جامعا يمكن أن يكون صحيحا و فاسدا لما عرفت و لا أمرا بسيطا لأنه لا يخلو إما أن يكون هو عنوان المطلوب أو ملزوما مساويا له و الأول غير معقول لبداهة استحالة أخذ ما لا يتأتى إلا من قبل الطلب فى متعلقه مع لزوم الترادف بين لفظة الصلاة و المطلوب و عدم جريان البراءة مع الشك فى أجزاء العبادات و شرائطها لعدم الإجمال حينئذ فى المأمور به فيها و إنما الإجمال فيما يتحقق به و فى مثله لا مجال لها كما حقق فى محله مع أن المشهور القائلين بالصحيح قائلون بها فى الشك فيها و بهذا يشكل لو كان البسيط هو ملزوم المطلوب أيضا . مهمترين اشكال تصوير مذكور اشكالى است كه شيخ اعظم در تقريرات دارند . ما در اين فراز آن اشكال را مطرح كرده و پاسخ مىدهيم تا تصوير مذكور خالى از هر عيب و نقصى باشد . اشكال : شيخ فرموده است : اين جامعى كه شما تصوير كرديد اگر چه اسمى براى او نگذاشتيد - و گفتيد : خدا بهتر مىداند - در واقع و نفس الامر از دو صورت خارج نيست : 1 . يا آن جامع در واقع يك امر مركب و مجموعه و كلّ و داراى اجزاء است ؛ 2 . يا يك امر بسيط و حقيقت بسيطه و كلّى و داراى افراد است . هركدام از اينها كه باشد اشكال دارد : اما مجموع مركب : فرض اين شد كه اين مركب - مثلًا نماز - داراى مراتب گوناگون است و در هر مرتبه‌اى و با هر شرايطى يك نوع مركبى وظيفه و واجب است . حال مركب از چند جزء را قدر جامع قرار مىدهيد ؟ مركب از كدام اجزاء را جامع فرض مىكنيد ؟ آيا مركب از ده جزء ، يا مركب از هشت جزء ! كدام هشت جزء ؟ يا مركب از پنج جزء ! كدام پنج جزء ؟ يا مركب از سه جزء ! كدام سه جزء ؟ هركدام را كه اختيار كنيد خواهيم گفت اين مركب مختار نمىتواند قدر جامع باشد ؛ زيرا نسبت به يك فرد و يك حالت صحيح است ولى نسبت به فرد ديگر و حالت ديگر فاسد است ؛ « 1 » در حالى كه قدر جامع آن است كه در تمام مراتب محفوظ و عين آن مرتبه باشد ، آن گونه كه طبيعى عين افراد

--> ( 1 ) . البته با توجه به اين‌كه در مقدمه دوم دانستيم كه صحت و فساد دو امر اضافى و نسبى هستند .