على محمدى خراسانى
121
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
عن الاشتراك فى جامع واحد يؤثر الكل فيه بذاك الجامع فيصح تصوير المسمى بلفظ الصلاة مثلا بالناهية عن الفحشاء و ما هو معراج المؤمن و نحوهما . 3 . تصوير جامع مقدمه سوم از مقدمات پنجگانه صحيح و اعم در رابطه با تصوير قدر جامع است . مرحوم آخوند مىفرمايد : هريك از دو گروه ( صحيحىها و اعمىها ) از تصوير قدر جامع ناگزيرند . وجه لا بديّت اين است كه خصوص صحيحه از صلوة - مثلًا - داراى مراتب و درجات و افرادى است : به لحاظ امكنه : در هر مكانى نمازى واجب يا مستحب است . به لحاظ ازمنه : در هر زمان و وقتى نماز خاصى واجب يا مستحب است . به لحاظ افراد : بر هر فردى نمازهايى واجب است . به لحاظ حالات : در هر حالى از سفر و حضر ، اختيار و اضطرار ، تمكّن و عجز و . . . نمازى واجب است ؛ و بالجمله از نماز كامل داراى تمام اجزاء و شرايط گرفته تا نمازى كه همه چيز آن با اشاره بر گزار مىشود ، هركدام از اينها در شرايط خاصى واجب يا مستحب مىباشد . خصوص فاسدهء آن نيز مراتب بىشمارى دارد . ضابطه كلّى آن است كه به تعداد هر جزء يا شرط كه عمداً يا سهواً كم يا زياد شود يك مصداق نماز فاسد درست مىشود ، و اعم از صحيح و فاسد هم به مراتب ، مراتبش از مراتب خصوص صحيح يا فاسد بيشتر است ؛ زيرا اعم از آن دو بوده و تمام مراتب صحيح و فاسد را شامل مىشود . حال با اين همه مراتب اين سؤال مطرح مىشود كه دلالت نماز بر اين مراتب متعدد چگونه است ؟ بر مبناى صحيحى كه صلوة فقط بر مراتب صحيحه اطلاق مىشود ، چه نوع اطلاقى است ؟ از نوع حقيقت است يا مجاز ؟ و . . . . بر مبناى صحيحى صلوة فاسد اصلًا صلوة نيست و ماهيت ديگرى است . بر مبناى اعمى كه بر همه مراتب وسيع اطلاق مىشود چگونه اطلاقى است ؟ احتمالات در مسأله زياد است . اين مبحث بعداً در مقدّمه چهارم خواهد آمد . البته جا داشت آن مقدمه جلوتر ذكر شود . على اىّ حالٍ رأى مشهور در الفاظ عبادات اين است كه وضعشان عام و موضوعلهشان هم عام است ؛ يعنى واضع در هنگام وضع الفاظ عبادات ، يك مفهوم كلّى و قدر مشترك و جامع را تصور كرده و الفاظ عبادات را براى آن مفاهيم كلّى قرار داده است . در اينجاست كه ضرورت و لابديّت تصوير جامع روشن مىشود ، كه اگر مفهوم كلّى موضوع له است پس آن كلّى چيست و چه نام دارد ؟ به عقيدهء مرحوم آخوند صحيحيون مىتوانند قدر جامع قابل قبول و خالى از هر اشكالى را