على محمدى خراسانى

60

شرح كفاية الأصول (فارسى)

اليقين بالشك ابدا » يعنى علّت عدم اعاده آن است كه تو در گذشته يقين به طهارت ثوب داشتى و بعد شك كردى « صغرى » و سزاوار نيست كه يقين را با شك نقض كنى « كبرى » پس بنا را بر همان طهارت سابقه بگذار و خود را متطهّر بدان ! ( اين يكى از دو فراز مورد استدلال در اين صحيحه است . ) 4 - فراز چهارم : عرض كردم : « اجمالا مىدانم كه خونى به لباسم خورده ؛ ولى جاى آن را نمىدانم ، آيا بايد تمام لباسم را بشويم ؟ امام فرمود : تمام آن قسمت و طرفى را كه يقين دارى كه نجاست بدان طرف اصابت كرده را بشوى تا يقين به طهارت پيدا كنى . » ( اشتغال يقينى مستدعى فراغ يقينى است . ) 5 - فراز پنجم مربوط به شبههء موضوعيّه است : عرض كردم : « اگر ابتدا به ساكن شك كردم و احتمال دادم كه به لباسم چيزى خورده ، آيا حتما بايد نگاه و فحص كنم ؟ » امام فرمود : خير ، فحص لازم نيست . ( در شبههء موضوعيّه مطلب از اين قرار است . ) ولى اگر مىخواهى هرگونه شك و ترديد را از قلب خويش دور كنى ( و خيالت آسوده شود و وسوسه و ترديد به خودت راه ندهى . ) شستن بلامانع و خوب است . ( و گرنه شرعا واجب نيست . ) 6 - فراز ششم : عرض كردم اگر در اثناء نماز ، خونى در جامه‌ام مشاهده كردم وظيفه‌ام چيست ؟ امام فرمود : اگر قبل از نماز شك كرده بودى كه خون به جامه‌ات رسيده باشد و در اثناء نماز مشاهده كردى ( قهرا اين همان خونى است كه از قبل احتمال مىدادى ) لذا وظيفه دارى نماز را بشكنى و با جامهء پاك اعاده كنى ؛ چون بخشى از نماز در جامهء نجس خوانده شده است و فاقد شرط است . ولى اگر پيش از نماز چنين شك و ترديدى برايت حاصل نبود ، و ابتدا به ساكن در اثناء نماز خون تازه در لباست ديدى ، وظيفه آن است كه هر جاى نماز كه هستى ، نماز را نگهدارى و جامه را تطهير كنى سپس بنا را بر نماز بگذار ( و از همان‌جا كه مانده ، ادامه بده . ) ، چرا ؟ به اين دليل كه « لانّك لا تدرى لعلّه شىء اوقع عليك فليس ينبغى لك ان تنقض اليقين بالشك ابدا » ؛ يعنى تو كه نمىدانى ( و يقين ندارى كه اين خون