على محمدى خراسانى
380
شرح كفاية الأصول (فارسى)
اشاره كردهاند . قوله : و تدوين تلك : عمده ايراد اخبارى به اصولى آن است كه دانش اصول فقه در عصر امامان نبوده و بعدها مجتهدين عامّه اختراع كردهاند و فقيهان شيعه هم از آنها پيروى كردهاند و چون در آن زمان نبوده ، پس بدعت است . بدعت هم حرام است و ما حق نداريم علم جدايى بنام علم اصول فقه بنويسيم و داشته باشيم . ولى پاسخ ما اين است كه اوّلا بسيارى از قواعد اصولى از خود ائمه ( ع ) اخذ شده است و در اين جاى ترديد نيست . ثانيا مرحوم صدر در كتاب تأسيس الشيعة ثابت كرده كه مبتكران علم اصول فقه دانشمندان شيعه بودند نه اهل سنّت . « 1 » ثالثا دانشهاى ديگرى از قبيل علم صرف و نحو و فقه و حديث و رجال هم به شكل امروزىاش ( كه تكامل يافته است . ) در عصر ائمه ( ع ) نبوده . پس بايد اينها را هم بدعت بدانيد و خود شما هم نبايد كتب فقهى بنگاريد ؛ چون بدعت است . رابعا مگر هر بدعتى حرام است ؟ مرحوم شهيد ثانى در شرح لمعه از قول بعضىها بدعت را به تعداد احكام خمسه تقسيم كرده و گاهى بدعت واجب است و . . . « 2 » خامسا در زمان ائمه ( ع ) نيازى به تدوين اين قواعد نبوده تا دانش جدا داشته باد ؛ ولى امروزه شديدا به اين قواعد نيازمنديم و بايد در يك جايى اينها را مبوّب و منظّم كرد . سادسا مگر علم جديد نوشتن بدعت است ؟ خلاصهء كلام اينكه نه اخبارى و نه اصولى هيچكدام از مسائل اصولى مستغنى نيستند و آنچه را كه در اصول به عنوان مبانى اتّخاذ كردهاند ، در فقه بر همان اساس استنباط و اجتهاد مىكنند . قوله : نعم يختلف : البتّه نياز به قواعد اصولى يكسان نيست ، بلكه برحسب مسائل مختلف و زمانهاى گوناگون و افراد متفاوت ، فرق مىكند ( زيرا چهبسا مسألهاى آسانتر است و نيازش به قواعد اصولى كمتر است . ) و نيز در صدر اوّل و در زمان امامان ( ع ) اجتهاد خيلى بسيط و قليل المئونة بوده ، ولى امروزه خيلى پيچيدهتر گرديده و گاه نياز داريم كه
--> ( 1 ) - تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام ، ص 310 به بعد . ( 2 ) - لمعهء دمشقيّه ، ج 1 ، ص 247 - 246 .