على محمدى خراسانى
320
شرح كفاية الأصول (فارسى)
فصل هفتم انقلاب نسبت اين فصل نيز از زاويهء ديگر به تشخيص اظهر از ظاهر مربوط مىشود و آن اينكه گاهى تعارض فيما بين دو دليل است . در اينجا اگر چنانچه اظهر و ظاهرى باشد ، به آسانى قابل تميز است . مثلا يكى عام است و ديگرى خاص و واضح است كه خاص اظهر است و البته موارد مشتبه نيز داشتيم كه در فصل پيش بيان شد . ولى گاهى تعارض فيما بين سه دليل يا بيشتر است . اينجاست كه چهبسا تشخيص اظهر از ظاهر قدرى خفاء داشته باشد و آسان نباشد . بيان مطلب : گاهى دليلهاى متعارض بدين گونه هستند كه يكى مىگويد ، « يجب اكرام العلماء » و ديگرى مىگويد : « يستحب اكرام العلماء » و سومى مىگويد : « يحرم اكرام العلماء » و هر سه دليل موضوعش يكى است كه « اكرام العلماء » باشد و حكمشان متضاد است و با يكديگر تعارض دارند . در اين فرض دستور العمل مراجعه به اخبار علاجيه است كه به قولى حكم به تخيير مىكنند و به قولى حكم به ترجيح و اخذ به راجح مىكنند ( اگر رجحانى باشد . ) گاهى متعارضها بدين نحو مىباشند كه يكى مىگويد : « يجب اكرام العلماء » و ديگرى گويد : « يحرم اكرام الفساق » و سومى مىگويد : « يكره اكرام الشعراء » و ميان آنها عموم و خصوص من وجه است . باز دستور العمل همان است كه در اخبار علاجيه ذكر شد . ولى گاهى به اين نحو است كه دو دليل ديگر هركدام نسبت به دليل اول خاص