على محمدى خراسانى

292

شرح كفاية الأصول (فارسى)

مزاياى منصوصه است و ساير مزايا دليل ندارد تا بتوانيم آنها را مرجح قرار دهيم . ) ولى مشهور اصولىها و چهرهء شاخص آن شيخ اعظم ( ره ) طرفدار تعدى به ساير مزايا هستند و در مجموع شيخ ( ره ) به سه فراز از اخبار علاجيه استناد كرده و لزوم تعدى را اثبات فرموده است : « 1 » الف ) در مقبوله سخن از ترجيح به اصدق بودن به ميان آمده و در مرفوعه سخن از اوثق بودن مطرح است و اگر اين‌ها را تحليل نموده و ريشه‌يابى كنيم ، به يك مناط و ملاك كلى دست مىيازيم . بيان مطلب : اصدق از صدق است . صدق يعنى مطابقت خبر با واقع و اصدق يعنى كسى كه اين احتمال در خبر او قوىتر است و احتمال مطابقت آن با واقع بيشتر است . پس سخن از اقرب بودن يك خبر به واقع است . اوثق هم از مادهء وثوق است . وثقه يعنى كسى كه گفتارش اطمينان‌آور است و انسان مطمئن مىشود كه راست مىگويد اوثق يعنى كسى كه گفتارش اطمينان بيشترى مىآورد . آنگاه ذكر اين‌گونه مرجحات كه تمام نظرشان به نزديكتر بودن محتواى يك گزارش و خبر به واقع است ، موجب تنقيح مناط مىشود و نمىتوان گفت كه اين‌ها را امام ( ع ) تعبدا ذكر كرده ، بلكه حتما به ملاك است و ملاك همان نزديكتر بودن يك حديث به واقع است و پس از تنقيح مناط مىگوئيم : « العلة تعمم » پس هر مزيتى كه سبب نزديكتر شدن يك طرف به واقع و حق و صدق و صدور باشد همان طرف رجحان دارد و همان مزيت ملاك است . ( بنابراين اضبط بودن راوى هم موجب اين مىشود كه خبرش اقرب الى الواقع باشد و . . . ) ب ) در فرازى از مقبوله مىفرمايد كه حديثى را كه شهرت روايى دارد بگير و آن را كه شذوذ و روايى دارد رها كن . سپس تعليل مىآورد كه : « فان المجمع عليه ( اى الشمهور ) لا ريب فيه ، » كيفيت استدلال به اين تعليل : منظور امام از اين تعليل چيست ؟ آيا مراد اين است كه خبر مشهور حقيقتا و به تمام معنى كلمه در آن ريب و شكى نيست ؟ يعنى در واقع صد در

--> ( 1 ) - فرائد الاصول ، ص 451 - 450 .