على محمدى خراسانى

290

شرح كفاية الأصول (فارسى)

سرگردانى باشد . ) است و پس از اينكه بار اول يكى از متعارضان را اختيار نمود از حيرت خارج شد و براى بارهاى بعدى متحير نيست تا مخير باشد ، به ناچار بايد همان حكم مختار را ادامه دهد و بارهاى بعدى باقى باشد بر همان طرفى كه بار اول برگزيده بود و نسبت به نوبتهاى بعدى نه جاى اطلاقات تخيير است و نه جاى استصحاب تخيير ؛ چون موضوع آن ( در حيرت بودن ) فرق كرده و عوض شده است . قوله : فاسد : مرحوم آخوند در پاسخ مىفرمايد كه منظور شما از تخيير چيست ؟ اگر منظور از تخيير به اين معنى است كه كسى كه دو خبر متعارض به دستش رسيده و او نمىداند كه كدام حق است ، مخير است كه اين موضوع در دفعات بعد نيز كماكان باقى است و تغييرى نكرده و همان اطلاقات يا استصحاب محكم است ؛ و اگر منظور از تخيير معنى ديگر است ، اولا بايد بيان كنيد تا ما هم بفهميم مراد چيست ؟ ثانيا تحير به معناى ديگر در لسان اخبار و روايات علاجيه نيامده و موضوع حكم به تخيير قرار نگرفته تا سخن از بقاء و عدم بقاء آن به ميان آيد . پس تخيير استمرارى است و مجتهد يا مقلد در هر واقعه‌اى جداگانه مجاز و مخير است كه هركدام از متعارضان را انتخاب كرده و مورد عمل قرار دهد .