على محمدى خراسانى

241

شرح كفاية الأصول (فارسى)

فصل اول تعريف تعارض در باب تعارض ادله نه فصل مطرح است . فصل اول دربارهء تعرف تعارض و بيان حقيقت آن است . واژهء تعارض از « عرض » مشتق شده و كلمهء عرض گاهى به معناى بعدى از ابعاد سه‌گانه جسم است كه در مقابل عمق و طول باشد و گاهى به معناى اظهار است ، مثلا فلانى متاعش را براى فروش عرضه كرد ؛ يعنى اظهار و آشكار نمود و آن را در معرض ديد همگان قرار داد به منظور فروش . اما در اصطلاح اصوليان دو تعريف براى آن شده كه همين دو را محور قرار مىدهيم . 1 - شيخ اعظم در رسايل فرمود : « التعارض تنافى الدليلين بحسب مدلولهما . . . » « 1 » تعارض عبارتست از تنافى و تمانع و تعاند دو دليل بر حسب مدلولهايشان ، يعنى تعارض و تنافر ابتدا به ساكن وصف مدلولها است و مفاد دو دليل با يكديگر قابل جمع نيستند و به واسطه مدلولها به دليلها نيز اسناد داده مىشود و مىگوئيم دو دليل با يكديگر تنافى دارند و تنافى مدلولها واسطه مىشود در عروض وصف تنافى بر دليلها و گرنه دليلها حقيقتا با يكديگر تنافى ندارند . 2 - آخوند در كفايه مىفرمايد : « التعارض تنافى الدليلين او الأدلة بحسب الدلالة و مقام الاثبات على وجه التناقض او التضاد حقيقة او عرضا » يعنى تعارض عبارتست از تنافى و منافات داشتن و قابل جمع نبودن دو يا چند دليل بر حسب مقام اثبات و دلالت ( نه بر حسب واقع و ثبوت ) آن هم تنافى بر نحو تناقض يا تضاد ، تضاد هم يا حقيقتا و وجدانا است

--> ( 1 ) - فرائد الاصول ، ص 431 .