على محمدى خراسانى

6

شرح كفاية الأصول (فارسى)

انسان بودن حقيقتا بر زيد صادق است . گاهى ادّعايى و تنزيلى است . مثل « زيد اسد » كه به خاطر داشتن شجاعت كه بارزترين خصيصه اسد واقعى است . زيد را نازل به منزله شير واقعى قرار مىدهيم و ادّعا مىكنيم كه شير است و بدنبال آن كلمه اسد را - بر او اطلاق مىكنيم كه نامش حقيقت ادعائيه است و تصرف در يك امر عقلى است كه تنزيل و ادّعا باشد و گرنه استعمال مجازى نيست . حال در جانب نفى جنس و حقيقت و ماهيّت نيز همين دو قسم وجود دارد . گاهى نفى جنس و ماهيّت مىكنيم حقيقتا و واقعا فى المثل در منزل هيچ مردى وجود ندارد و مىگوييم كه « لا رجل فى الدار . » يا نماز بدون ركوع اصلا نماز نيست . و مىگوييم « لا صلاة الا بالركوع » و . . . و گاهى نفى جنس مىكنيم ادعاء او تنزيلا يعنى امر موجود را نازل منزله معدوم مىشماريم از اين باب كه آثار و خواص موجود را ندارد . مثلا مىگوييم كه « لا علم الّا بالعمل » يعنى علم بدون عمل علم نيست نه اينكه واقعا علم نباشد علم يعنى دانستن و دانايى و در اينجا علم هست ، ولى از آنجا كه علم آن است كه به دنبالش عمل بياورد و اثر داشته باشد و اين علم اين اثر را ندارد ، لذا وجودش كالعدم است و گويا اصلا علمى نيست . و هكذا در مثال « لا عمل الّا بالنيّة » ، « لا صلاة لجاز المسجد الّا فى المسجد » « 1 » كه قطعا نماز در منزل هم نماز است صحيح و مجزى هم هست ، ولى از آنجا كه در مقايسه با نماز در مسجد آثار نماز در مسجد را ندارد و اصلا قابل قياس نيست ( خصوصا در آنجا كه نماز در منزل يك ثواب و نماز در مسجد هزار يا ده‌هزار يا صد هزار يا يك ميليون ثواب دارد . ) پس گويا اصلا نماز در منزل نماز نيست . و هكذا فرادا نسبت به جماعت ، و مثل كلام امام على ( ع ) خطاب به مردم كوفه : يا اشباه الرجال و لا رجال « 2 » « اى به صورت همه مردى و به سيرت نامرد » كه منظور امام اين نيست كه آنها اصلا رجوليّت نداشتند و زن يا خنثى بودند بلكه منظور آن است كه مرد بودن آثار و خواصى دارد از قبيل

--> ( 1 ) - دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص 148 ؛ وسائل الشيعة ، ج 3 ، ص 478 ، حديث اوّل . ( 2 ) - نهج البلاغة ، فرازى از خطبه 27 .