على محمدى خراسانى
129
شرح كفاية الأصول (فارسى)
تنبيه چهارم تنبيه چهارم از تنبيهات استصحاب پيرامون جريان استصحاب در امور تدريجى است گاهى متيقّن سابق يا مستصحب فعلى ( همان امرى كه در سابق متعلّق يقين وجدانى بود و الآن در زمان لا حق مورد استصحاب ماست و مىخواهيم آن را بقاء كنيم . ) از امور قارّه است : در اصطلاح فلاسفه ، امور قارّه عبارتند از امور و اشيايى كه اجزاء آنها مجتمع در موجود باشند و همهء آنها در زمان واحد موجود باشند و چنين نباشد كه جزء يا اجزايى از آنها تحقّق يابند و معدوم شوند تا نوبت به اجزاء بعدى برسد ، بلكه تمام آنها در عرض هم و يك جا و در يك زمان تحقّق دارند . اينها را امور قارّه گويند ؛ چون داراى قرار و ثبات و دوام و استمرار هستند . مانند وجود زيد در خارج ، وجود فلان درخت ، فلان كوه و . . . ولى در اصطلاح اصولى قدرى توسعه داده و به امورى هم كه از مركبّات نبوده و داراى افراد نيستند ، بلكه اصلا امر تكوينى و واقعى نيستند ، بلكه در عالم اعتبار تحقّق دارند ؛ ولى به تمام و كمال تحقّق دارند و تدريج و تدرّج در آنها راه ندارد ، امور قارّه اطلاق مىشود ، مثل ملكيّت ، زوجيّت ، وجوب ، حرمت ، طهارت ، حدث و . . . و در اينجا همين معنا منظور است . گاهى هم از امور تدريجى و غير قارّ است . امورى كه داراى قرار و ثبات و آرام نيستند ، بلكه على الدوام ما بين قوّه و فعل هستند و هر جزيى از آنها كه موجود مىشود تا معدوم نشود ، نوبت به جزء بعدى نمىرسد ، مثل خود زمان كه حقيقتى كشدار و تدريجى و پخش است و محال است كه دو لحظه از زمان را در يك آن جمع كنيم و مثل حركت ، مشى ، تكلّم ، كتابت ، قرائت ، جريان آب و سيلان خون و . . . حال در امور قارّه جريان استصحاب محذورى ندارد و اگر يقين به وجود زيد داشتيم و