على محمدى خراسانى

2

شرح كفاية الأصول (فارسى)

دست سمرة شكايت نمود . پيامبر ( ص ) كسى را فرستاد سمرة را احضار كرد . و جريان شكايت مرد انصارى از دست او را بازگو نمودند و افزودند : هرگاه مىخواهى وارد منزل انصارى شوى ، اذن بگير . باز هم سمرة امتناع كرد پيامبر با او مساومه نمود ( گفتگوى قبل از معامله كه بر سر تعيين قيمت انجام مىگيرد . ) و حتى حاضر شد به چندين برابر قيمت آن درخت را از سمره خريدارى كند . باز هم سمره سماجت كرد و حاضر به فروش نشد . ( حضرت معامله دنيا به آخرت را پيشنهاد كردند و فرمودند : ) در برابر اين درخت ، يك درخت خرماى باردار در بهشت مال تو باشد ، باز هم سمره ابا و امتناع نمود و زير بار نرفت . اينجا بود كه رسول خدا ( ص ) به مرد انصارى فرمود . برو درخت خرماى اين شخص را از ريشه درآور و به سوى او پرتاب كن ( هركجا مىخواهد ببرد و غرس كند ) سپس فرمود : « انه لا ضرر و لا ضرار » « 1 » اين يك حديث كه در پايانش سخن از نفى ضرر و ضرار مطرح شده . روايت دوم روايت حذّاء از امام باقر ( ع ) كه در ضمن آن نيز همين داستان نقل شده . با اين تفاوت كه وقتى سمرة به هيچ وجه زير بار نرفت و قبول نكرد پيامبر فرمود : ما اراك يا سمرة الّا مضارا يعنى نمىبينم تو را اى سمرة ، مگر اينكه مردى هستى ضررزننده . بعد خطاب به مرد انصارى فرمود : فلانى برو و اين درخت را بكن و بينداز جلو صاحبش « 2 » و هكذا روايات ديگرى كه درباره همين داستان سمره نقل شده يا در رابطه با قضاياى ديگر به مناسبت سخن از نفى ضرر و ضرار مطرح شده « 3 » قوله : و قد ادّعى : بحث سندى در رابطه با اين احاديث : جناب فخر الدين مدّعى شده كه اين روايات متواتر و يقين‌آور هستند و جاى كمترين ترديدى نيست « 4 » مرحوم آخوند در توضيح اين سخن مىفرمايد تواتر لفظى كه ندارند ، زيرا تعبيرات روايات مختلف است و چنان نيست كه لفظ واحدى به تواتر از پيامبر و امام ( ع ) نقل شده باشد تواتر معنوى هم ندارند زيرا هركدام در موردى و به مناسبتى وارد شده و مربوط به قصه‌هاى مختلف است . ( البتّه اين قابل مناقشه است زيرا در تواتر معنوى بيش از اين معتبر نيست كه معناى واحد

--> ( 1 ) - تهذيب الاحكام ، ج 7 ، ص 146 ، حديث 36 . ( 2 ) - من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 59 ، حديث 9 . ( 3 ) - من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 45 ، حديث 2 . ( 4 ) - ايضاح الفوائد ، ج 2 ، ص 48 .