على محمدى خراسانى
86
شرح كفاية الأصول (فارسى)
دو باشند . قوله : كى يشكل : مرحوم آخوند به وجه الجمع شيخ اعظم دو اشكال دارند : اشكال اول : حكم انشايى يقينى هم باشد امتثال و اطاعت ندارد چه رسد به اينكه مفاد اماره يا اصل باشد ، آنكه امتثال مىطلبد ، حكم فعلى است ؛ يعنى حكمى كه به مرتبه بعث و زجر رسيده باشد . با توجه به اين مقدمه اگر حكم واقعى در مرحله انشايى بودن باقى بماند ، لازمهاش آن است كه اگر اماره بر وجوب آن قائم شد ، امتثالش لازم نباشد ؛ زيرا اماره طريق به واقع است و واقع هم كه انشايى محض است و حكم انشايى هم كه امتثال ندارد ، درحالىكه لزوم اتيان به مفاد اماره جاى بحث نيست و مسلم است . پس وجه الجمع شيخ لازمى دارد كه قابل التزام نيست . قوله : لا يقال : گويا كسى به حمايت از شيخ اعظم مىگويد كه اشكال مزبور بر شيخ اعظم وارد نيست ، زيرا حكم واقعى قبل از قيام اماره برآن حكم انشايى صرف است و امتثال آن لازم نيست ؛ ولى پس از قيام اماره و مؤدى شدن اماره به آن و به سبب قيام اماره برآن به درجه فعليت مىرسد و طبعا امتثالش هم لازم است . در حقيقت حكم واقعى انشايى به تنهايى امتثال ندارد ، عنوان مؤداى اماره بودن به تنهايى امتثال ندارد ؛ ولى حكم واقعى انشايىاى كه اماره برآن قائم شده است و داراى اين صفت شده ( الواقعى الذى ادّت اليه الامارة ) امتثال دارد و اشكال بر شيخ وارد نيست . قوله : فانه يقال : مرحوم آخوند مىفرمايد كه شما در كلامتان موضوعى و حكمى درست كرديد موضوع عبارت شد از « الحكم الانشائى الواقعى المؤدّى اليه الامارة » كه صفت و موصوف و قيد و مقيّد است . حكم عبارت شد از وجوب امتثال قاعده اين است كه موضوع حكم اگر مركب است ، همه اجزايش و اگر مقيّد است ، با تمام قيود و خصوصياتش احراز شود تا حكم برآن مترتب شود و احراز موضوع با همه اجزاء و قيود گاهى تماما وجدانى است و گاهى كلا تنزيلى و تعبدى است و گاهى بعضى از اجزاء تعبدى و تنزيلى و بعضى وجدانا احراز مىشوند و در ما نحن فيه موضوع وجوب امتثال كه مقيّد بود به « الذى ادت اليه الامارة » نه وجدانا محرز است و نه تعبدا ، اما وجدانا محرز