على محمدى خراسانى
97
شرح كفاية الأصول (فارسى)
كافى است كه شما دقت و تأملى در مكالمات روزمره خويش با ديگران بكنيد ، تصديق خواهيد كرد كه مطلب از اين قرار است و مجال كلام بدست ظواهر است ، و شارع هم از عقلاء و بلكه رئيس آنان و بلكه خالق عقل است . 2 - صرف سيره عقلاء كافى نيست و نمىتوان خطابات شارع را برآن حمل كرد ، بلكه بايد شارع مقدس هم يا مستقيما پاى اين سيره را امضاء كند و آن را قولا يا عملا تأييد كند ( سيرهء ممضاة ) و يا اگر هم صريحا تأييد نكرده ؛ ولى ردع و ممانعت نكرده باشد و سيره عقلاء را ابطال نكند ، و در ما نحن فيه مرحوم آخوند روى عدم ردع تكيه كرده و مىفرمايد ما يقين داريم كه اين سيره را ابطال نكرده است زيرا اگر ردع كرده بود ، اولا بدست ما مىرسيد و مسلمين صدر اسلام آن را براى ما گزارش مىكردند ، چون حادثه تازه و مهمى است و تمام عوامل و مقتضيات نقل و حكايت در آن موجود است و همه موانع نشر در آن مفقود است ( و مثل مسئله خلافت و ولايت و امامت نيست كه يكصد و بيست و چهار هزار نفر در غدير خم آن را بشنوند ؛ ولى تنها يكصد و ده نفر ، يعنى كمتر از يكهزارم جمعيت آن را نقل كنند و بقيه سكوت كنند . كه همه مصائب عالم اسلام از آن سكوت مرگبار و تشكيل سقيفه سرچشمه مىگيرد ) معذلك حتى به صورت خبر واحد هم بدست ما نرسيده است . ثانيا اگر شارع سيره عقلاء را ردع كرده بود ، از دو حال خارج نبود . يا سيره و روش جديدى عرضه نكرده است كه موجب اغراء به جهل و القاء مسلمين در حيرت و سردرگمى است و با مقام حكمت مولى نمىسازد . يا روش جديدى را اختراع كرده و عرضه كرده بود كه در اين صورت حتما نقل مىشد و بدست ما مىرسيد ، درحالىكه قطعا نرسيده و در هيچ كتابى از ردع اين سيره عين و اثرى نيست . پس قطعا ردع نكرده است و با توجه به اينكه سيره مزبور در نود و نه درصد موارد مبتلابه است و ردع نكرده پس كاشف از قبولى اين سيره است . ( اگر كسى بگويد كه شارع به دليل خاصّ نفرموده سيره عقلاء در ظواهر خطابات من حجت نيست ؛ ولى تحت عنوان عموماتى آن را ردع كرده است آنجا كه فرموده : وَ لا تَقْفُ ما