على محمدى خراسانى

335

شرح كفاية الأصول (فارسى)

فصل هشتم نسخ وجوب فصل هشتم از فصولى كه در باب اوامر مطرح مىباشد آنست كه هرگاه مولى عملى را براى مدّتى بر بندگانش واجب كند و سپس وجوب را نسخ كرده و از عهدهء بندگان بردارد ، پس از نسخ وجوب ، چه حكمى براى آن عمل ثابت مىشود ؟ مثال معروف مسئله : در صدر اسلام مدّتى بر مسلمين واجب شده بود كه به سمت بيت المقدس نماز بگذارند و قبلهء مسلمانان بيت المقدس بود . سپس به خاطر مصالحى قبله تغيير كرد و مسلمين مأمور شدند به سمت كعبه نماز بگذارند ، و وجوب نماز به سوى بيت المقدس نسخ شد ، آيا پس از نسخ وجوب اصل جواز نماز به آن سوى به قوّت خود باقى است ؟ يا آن هم از بين مىرود ؟ در اين مسئله احتمالاتى وجود دارد : 1 - پس از نسخ وجوب ، در مورد فلان عمل حكم اسبق زنده مىشود . يعنى حكمى كه پيش از وجوب داشت عود مىكند . اگر حكم شرعى داشته همان برمىگردد و گرنه حكم عقلى آن احيا مىشود . 2 - با نسخ وجوب : منع از ترك منتفى مىشود ولى اصل جواز به معناى اعمّ ( اذن در فعل كه قدر مشترك ميان وجوب و ندب و اباحه و كراهت است ) كماكان باقى است و از بين نرفته است . 3 - پس از نسخ وجوب ، جواز به معناى اخصّ يعنى خصوص اباحه باقى مىماند و عملى كه تا به حال واجب بود و فعل آن الزامى بود از حالا به بعد مباح است و فعل و تركش مساوى است .