على محمدى خراسانى
202
شرح كفاية الأصول (فارسى)
مقدّمهاى را انجام مىدهيم . مثلا قطع مسافت مىكنيم ؛ امّا نه براى رسيدن به حجّ ، بلكه براى تجارت و . . . آنگاه از ميان دو قسم مذكور ، خصوص قسم اوّل ، يعنى مقدماتى كه به قصد توصل انجام شده ، متّصف به وصف وجوب مىشود و قسم ثانى از ديدگاه شيخ واجب نيست . تفاوت روش شيخ و صاحب معالم : در روش معالم ارادهء ذى المقدّمه شرط اصل وجوب مقدّمه است و تا اراده نباشد ، اصلا از سوى مولى امرى به مقدّمه وارد نمىشود ؛ ولى در روش شيخ اعظم ، قصد توصّل شرط واجب و امتثال است و در اصل وجوب و تكليف دخيل نيست . قوله : او ترتّب : تفصيل سوّم از مرحوم صاحب فصول است « 1 » كه مسئله ترتّب ذى المقدّمه و موصله بودن را عنوان كرده و فرموده است كه مقدّماتى كه در خارج اتيان مىشود ، دو قسم مىباشند : 1 - مقدماتى كه بدنبال انجام آنها ، ذى المقدّمه در خارج انجام مىشود و به اصطلاح از مقدّمات موصله هستند و ايصال الى المطلوب مىكنند . 2 - مقدمههائى كه بدنبال انجام آنها ، ذى المقدّمه در خارج انجام نمىشود و موصله نيستند . از ديدگاه فصول ، مقدّمات موصله متّصف به وصف وجوب مىشوند ؛ ولى مقدّمات غير موصله متّصف به وجوب نمىشوند . تفاوت روش شيخ و فصول : اين دو روش عام و خاص من وجه هستند . آنجا كه مقدّمه را به قصد توصّل انجام دهد ؛ ولى بدنبال آن ذى المقدّمه را نياورد ، بر مسلك شيخ اين مقدّمه واجب است ، چون قصد توصل دارد ولى بر مسلك فصول واجب نيست ، چون موصله نيست . و آنجا كه به قصد توصل انجام نداد و به قصد ديگر انجام داد و بدنبال آن تصميم جدا گرفت و ذى المقدّمه را انجام داد . بر مسلك فصول واجب است ولى بر مسلك شيخ واجب نيست . و آنجا كه مقدّمه را به قصد توصل آورد و بدنبال آن ذى المقدّمه را هم انجام داد بر هر دو
--> ( 1 ) - الفصول الغرويّة ، ص 86 .