على محمدى خراسانى

198

شرح كفاية الأصول (فارسى)

به حمل اوّلى ذاتى مأمور به است و اگر هم در ظاهر ، امر به وضو شده‌ايم در واقع امر به مقدّمه شده‌ايم ؛ ولى اين درست نيست . چرا كه عنوان مقدّميت حقيقتا و خارجا و مصداقا و به حمل شايع مقدّمه و موقوف عليه نيست و ما را به واجب نمىرساند و واجب در خارج بر او توقف ندارد . اگر شما بارها ، اين عنوان را تلفّظ يا تصوّر نمائيد ، به جائى نمىرسيد و غرض از مقدّمه را كه موصليّت باشد ، تأمين و تحصيل نمىكند . علاوه بر اينكه عنوان مقدميّت ، يك عنوان قهرى است كه وقتى وضو گرفتيم برآن منطبق مىشود و يك عنوان قصدى و اختيارى نيست كه مأمور به و موجب مثوبت گردد . پس مقدّمه بما هى مقدّمة متعلّق امر نيست ، آنكه مقدّمهء واقعى است و حقيقتا امر به آن تعلّق گرفته و خارجا هم غايت و ذى المقدّمه برآن وابسته است . مصاديق خارجى مقدّمه يا مقدّمهء به حمل شايع است . معنونات به عنوان مقدميّت است ، نه خود عنوان مقدميّت . معنونات يعنى وضو - غسل - تيمّم - قطع مسافت ، نصب سلّم و . . . كه خود اين‌ها سه نوع عنوان دارند . مثلا وضو يك عنوانش غسل و شستن است كه از عناوين قصديّه نيست و كارى با او نداريم و يك عنوان اين حركات خاصه وضو است كه از عناوين اوّليه يعنى اختياريّه است و يك عنوانش مقدّميت است و وضو به عنوان اينكه وضو است ، واجب غيرى و مقدّمى است نه به عنوان اينكه مقدّمه است . سؤال : پس عنوان مقدميّت چه محلّى از اعراب دارد ؟ جواب : مقدّمه بودن ، علّت وجوب وضو و . . . است و حيثيّت تعليلى است نه تقييدى . يعنى اگر بپرسيد كه چرا وضو واجب شده است ، خواهيم گفت كه چون مقدّمه نماز است و بدون آن نماز ميسور نيست .