على محمدى خراسانى
12
شرح كفاية الأصول (فارسى)
اتيان مجدّد ، به آن قصد و نيّت باشد . پس معقول نيست ، و اى چهبسا ضرر داشته باشد . زيرا اگر اتيان اوّل و مرّه به شرط لا از زيادى باشد ، مثل تكبيرة الاحرام در نماز ، ركوع در يك ركعت و . . . تكرار آن موجب بطلان عمل مىگردد و زيادهاى است كه منجر به نقيصه مىشود . [ بنا بر قول به تكرار : اگر معتقد شديم كه فعل امر عند الاطلاق دالّ بر تكرار است ، بلا شكّ در مقام امتثال حق نداريم به يكبار اكتفا كنيم ؛ بلكه لابدّ من التكرار و اتيان مجدّد آن عمل ولى ميزان و حدّ تكرار تا كجا است ؟ در كلمات قوم مبيّن نيست ، آيا مسمّاى تكرار كفايت مىكند يعنى دو بار كه انجام داد بس است ؟ يا ميزان صدق عرفى است كه عرفا بگويند : عمل را تكرار كرد ؟ يا بايد به قدرى تكرار كند كه خود مولى بگويد : كافى است و بيش از اين انجام نده ؟ اينها جاى بحث دارد ، خوشبختانه در نوع واجبات دينى حدّ و مرز تكرار مشخص شده مثل نماز - روزه و . . . و مشكلى نيست . مرحوم آخوند نتيجهء قول به تكرار را متعرّض نشده است ولى ما آورديم . ] و امّا بر قول مختار كه مىگفتيم : صيغهء افعل عند الاطلاق نه دالّ بر مرّه است و نه دالّ بر تكرار بلكه بر طلب ايجاد طبيعت دلالت مىكند ، بر اين مسلك در مقام امتثال چه بايد كرد ؟ آيا به ايجاد طبيعت يك مرتبه اكتفا كنيم ؟ يا تكرار ايجاد لازم است ؟ مىفرمايد كه اگر خطاب مولى در مقام بيان نباشد و اطلاق نداشته باشد ، بلكه اجمال يا اهمال داشته باشد [ فرق اجمال و اهمال در اين است كه در اجمال نه تنها غرض به بيان بار نشده است بلكه در عدم بيان و سربسته سخن گفتن غرض وجود دارد و عمدا مجمل مىگويد . مثل خطابات قرآنى كه در مقام اصل تشريع حكم وارد شده و سربسته فرموده است : « أَقِيمُوا الصَّلاةَ » * . ولى اهمال در موردى است كه غرض مولى نه به بيان تعلّق گرفته و نه به عدم بيان ، مثل طبيبى كه به مريض مىگويد : « اشرب الدواء » و فعلا درصدد بيان كمّ و كيف مطلب نيست . ] در اين صورت قدر مسلّم اين است كه يكبار انجام دادن واجب است . ولى آيا بيش از يكبار امتثال واجب است يا نه ؟ اجمال خطاب موجب شكّ مىگردد و وظيفهء فقيه آن