على محمدى خراسانى

182

شرح كفاية الأصول (فارسى)

امتثالش موجب ثواب و عصيانش موجب عقاب است . از اين جهت با امر نفسى فرقى ندارد . 3 - امر غيرى در استحقاق مثوبت مثل امر نفسى است و موافقت هركدام جداگانه ثواب دارد ؛ ولى در استحقاق عقوبت مثل هم نمىباشند ، يعنى امر نفسى مخالفتش عقاب‌آور است ؛ ولى در امر غيرى اين‌گونه نيست . 4 - عكس فرض قبلى ، يعنى در استحقاق عقوبت بر مخالفت ، مثل هم‌اند ؛ امّا در استحقاق مثوبت فرق دارند . به اين معنى كه امر نفسى موجب استحقاق مثوبت هست ولى امر غيرى اين‌طور نيست . 5 - اگر امر مقدّمى يك امر اصلى باشد ، يعنى بالاصالة و مستقيما از سوى مولى به آن امر شده‌ايم ، مثلا فرموده : « ادخل السوق و اشتر اللحم » كه دخول به بازار ، مقدّمه خريدن ما يحتاج زندگى است ؛ ولى به صراحت به خود آن امر شده‌ايم . چنين امر مقدّمى ، مثل امر نفسى است و داراى ثواب و عقاب است ؛ ولى اگر امر غيرى يك امر تبعى باشد ، يعنى مولى مستقيما بدان امر نكند و تنها به ذى المقدّمه امر كند ؛ ولى عقل با ملازمه از امر به ذى المقدّمه امر به مقدّمه را استكشاف مىكند و به تبع ذى المقدّمه براى مقدّمه امرى درست مىشود . چنين امرى ، مثل امر نفسى نيست و موجب استحقاق مثوبت يا عقوبت نمىباشد . منظور مرحوم آخوند وجه اوّل است ، يعنى ايشان مدّعى است كه امتثال امر مقدّمى به عنوان اينكه امر مقدّمى مىباشد ، ثواب ندارد و عصيان امر مقدّمى هم به اين عنوان عقاب‌آور نيست . دليل مرحوم آخوند باز هم استقلال عقل است . عقل هر عاقلى مستقلّ است به اينكه اگر مولى عبدش را به عملى امر كند كه آن عمل هزار و يك مقدّمه داشته باشد و عبد آن عمل را با تمام مقدماتش ترك كند ، يك استحقاق عقاب بيشتر نيست و آن بر ترك خود واجب و ذى المقدّمه است ، نه بر مقدّمات . تبصره : همين‌كه عبد اوّلين مقدّمه را ترك كرد ، از همان لحظه مىتوان او را مستحق كيفر